تبليغاتX
Omidfarda :: اميد فردا ::

مربی ماندگار |

 

غلام پیروانی سرمربی تیم مقاومت سپاسی یا همان فجر سپاسی سابق،بدون تردید دلسوز ترین و با انگیزه ترین مربی فوتبال کشور است مربی که تا به حال بازیکنان بزرگی را پرورش داده و ساخته ،در این چند سال سر مربیگری او بر سپاسی بازیکنان زیادی بوده اند که اولین تجربه های رسمی حرفه ای خود را با شا غلام آغاز کردند و حالا هر کدام سر به جایی دارند یکی تهران و یکی اصفهان یکی امارات و... آن ها رفته اند اما شا غلام هنوز هم قرص و محکم بر نیمکت مقاومت سپاسی تکیه زده و هر ساله بازیکنان جدیدی را پرورش می دهد و به لیگ برتر ایران تزریق می کند.

هر چند که سال پیش می گفت فشار روحی زیادی را تحمل می کنم و روزانه چندین قرص اعصاب مصرف می کنم و خود گفت که دگر در لیگ 86 مرا بر نیمکت فجر نخواهید دید اما دوباره ماند شاید منش بسیجی وار او بوده که مانع از آن شد که فرماندهان تیم مقاومت سپاسی به هیچ وجه او را از دست ندهند و هیچ گاه به فکر جایگزینی برای او نباشند چه ان گاه که سپاسی در یک قدمی سقوط بود و چه آن گاه که از جام اتحادیه حذف می شد.شا غلام در شیراز برای همه عزیز است و دوست داشتنی شا غلام از محدود مربی هایی است که چه هنگام شکست و چه هنگام پیروزی و حتی مساوی همه او را به یک اندازه دوست دارند چون می دانند که غیرت و تعصب او بر تیمش مانع از آن می شود که سستی و کاهلی در کارش انجام دهد او همیشه همه تلاشش را می کند تا بهترین نتیجه او همیشه نتایج را با بضاعت تیمش می سنجد و صادقانه و می گوید که پول نداریم و در جذب بازیکن ضعیف بوده ایم و با توجه به این شرایط ان گاه خود اعلام نتیجه می کند مثل دیشب که با بضاعت نا چیز خود پرسپولیس را در آزادی شکست داد.

و چه زیبا منصفانه و در انظار عمومی و رسانه ها تن به نقد تیمش می دهد.به بازیکنانش خرده نمی گیرد چرا که نیک می داند شاگردانش همگی جوانند و درحال شکل گیری و یادگیری الفبای حرفع ای شدن پس با حوصله در برابر ناکامی ها می ایستد. 

شا غلام اولین مربی ایرانی بود که سنت تبریک به تیم مقابل در زمان شکست را مرسوم کرد که همین خود یکی از نشانه های مناعت طبع اوست و امروز به سنتی در میان بسیاری از مربیان تبدیل شده.
شا غلام دیشب در آزادی اما با شاگردانی به میدان آمد که به گمانم میانگین سنی آنان به سختی به 23 سال می رسید، شا غلام پا به پای پرسپولیس آمد جنگید همان طور که دوشنبه در گفتگوی زنده تلفنی با برنامه نود گفت: ما هر وقت در تهران بازی کرده ایم زیبا باری کرده ایم حتی اگر باخته ایم. شا غلام پرسپولیس را مغلوب نکرد اما نتیجه 3-3 برابر پرسپولیسی که هم چنان در اوج است به گمان من کم از 6امتیاز نبود 3گل به پرسپولیس آن هم با شاگردانی که به قول مزدک میرزایی اولین بار بود در آزادی و در برابر 60هزار تماشاگر بازی می کردند کار کمی نبود.
شا غلام از آن مربیانی است که تیم را با یا علی گفتن و یا حسین گفتن و با سربازهایی جویای نام می به زمین می فرستد و در حین بازی نیز زیر لب ورد می خواند تا نتیجه مساوی یا برد او تثبیت شود و آخر سر هم به هر طریق ممکن تیم را در لیگ نگه می دارد و مانع از سقوط سپاسی به لیگ دسته اول می شود.
ای کاش اعتقاد و انگیزه شا غلام آمیخته بود با علم روز و نوین فوتبال آن موقع شکی نبود که سپاسی در لیگ نه برای بقا که برای نششستن بر صدر می جنگید.
شا غلام مربی ماندگار تاریخ فوتبال ایران است هر چند که بزرگترین افتخارش در کارنامه اش سومی فجر در لیگ و قهرمانی در یک دوره جام حذفی است و این ها آن چنان نیستند که به چشم آیند اما شا غلام ماندگار است نه به خاطر ادبیات بی تکلف و صادقانه ی آمیخته به لهجه شیرین شیرازی نه... بلکه به خاطر صداقت و تعصب و اعتقادش به تیمش و اعتمادی که به شاگردان جوانش دارد...  

پا نوشت:
نا کامی ملی پوشان کشتی در ادامه نا کامی های ملی پوشان فوتبال...
آن چنان اهل ورزش و فوتبال نیستم اما انگار ورزش ایران در حال گذار است تیم های پر مدعای ورزشی در رقابت های بین المللی نا کام به وطن باز می گردند و ورزش های بی ادعا(والیبال-بسکتبال) در حال طرح نام ایران در ورزش دنیا هستند منظورم عنوان هفتمی تیم ملی کشتی آزاد است،تیمی که تا همین چند سال پیش کسی به برتریش در جهان تردیدی نداشت.


لينک  | نوشته شده در  ساعت 2:34  توسط محمد علی مختاری  | 


یادداشتی از دوست عزیزم مجتبی زارع* |

 

                                                                                      Zare. juslaw@gmail.com

اشاره : اقتدار واژه و مطلوبي  اي است كه هر دولتي در سطح روابط بين الملل به دنبال آن است ؛ حال ابزارهاي به دست آوردن و در مرحله ي بعد به كار گيري آن چيست؟

 آيا مي توان با شعار هاي تند و تصميم هاي خلق الساعه به اقتدار يك نظام در صحنه ي بين الملل افزود ؟ به راستي كه چنين نيست ، با ترساندن و شعار ومواردي از اين قبيل نمي توان خود نمايي نمود بلكه فقط مي تواند نگاه ها را به دنبال خويش بكشاند.

 جنگ طلبي و محو كردن دولت هاي ديگر و از اين دست استراتژي هارا  نمي توان از ابزارهاي كسب اقتدار(قدرت) در ورطه ي هزاره ي سوم به حساب آورد.

پهنه ي بيكران هستي كساني هم چون‌ محمد (ص)،علي(ع)،فاطمه (س)،امام حسين (ع)،امام صادق(ع)-كورش كبير ،داريوش كبير ،كريمخان زند‍ –‌‌جرج واشنگتن،ابراهام لينكلن ،دكتر مصدق، هاشمي رفسنجاني و ... را به خود ديده است .

اشخاص فوق و بسياري از سياستمداران و رهبران چند نكته و فاكتور را از حالت شعار خارج ساخته اند و بيش تر عمل كرده اند و در هر بحران با انتخاب و مشورت كردن بهترين را برگزيده اند كه خلاصه اي از آن نكته ها و   فاكتور ها : 1- روحيه ي نقد پذيري ؛2- نگاه رو به جلو همراه با پند گرفتن از گذشتگان؛3- احترام به حقوق  مكتسبه ي اشخاص؛4- خويشتن داري ؛5- تك بعدي نبودن در مواجهه با مسايل؛6- صبور بودن ؛7- فرو بردن خشم؛8-به كارگيري حداكثري از منابع؛9- به كار گيري عقل ؛

10- راستي و درستي در گفتار ؛11-منطق در عمل؛12- برقراري قانون و  عدالت در اجتماع.  

*دانشجوی سال چهارم رشته حقوق


لينک  | نوشته شده در  ساعت 2:6  توسط محمد علی مختاری  | 


محمد علی تارخ/اولین میهمان امید فردا |

 

اولین نوشتار میهمان را دوست عزیزم محمد علی تارخ دانشجوی علوم سیاسی برایم ارسال کرد ضمن سپاس فراوان از ایشان منتظر یادداشت های سایر دوستان هستم. 

****************************

عدالت محوری دولت نهم در راستای اهداف پوپولیستی

محمد علی تارخ/alitarokh@gmail.com

شاید این حس نوستالوژی در اکثر کسانی که در سوم تیر ماه هشتادوچهار به محمود احمدی نژاد رأی دادند به وجود آمده باشد.شعار هایی که رنگ سبز زندگی را با خود به همراه داشت اما مرور زمان چه زود همه چیز را ثابت می کند تا کسانی که در آن تاریخ به این امید رأی دادند که:«احمدی فرق می کند،آدم خوبی است،دنبال چپو نیست،دلش برای مردم می سوزد،در شهرداری لباس کارگر شهرداری را پوشیده و خودش جارو زده،حالا ما که همه را امتحان کردیم این یکی راهم می کنیم»،بفهمند رنگ سبز زندگی احمدی نژادی تاریک و سیاه است.

پوپولیسم یا به تعبیری عوام فریبی در برنامه های کلان دولتی و طرح های مقننه ای بعد از انقلاب اسلامی با ظهور جریان نو اصولگرایان و آغاز به کار مجلس هفتم متولد شد.جریانی که پوپولیسم را نه به معنای کلاسیک بلکه به معنایی نوین و با استفاده ی ابزاری از دین و اسلام دنبال می کند.

در پوپولیسم دینی اشخاص با دادن شعارهایی از قبیل«وظیفه شرعی و دینی به من حکم می کرد که پا در این عرصه(به عنوان مثال کاندیداتوری)بگذارم» اهداف عوام فریبانه ی خود را دنبال می کنند.شعارهایی که الویت برنامه های خود را کمک به مردم و جامعه یا در همان معنای کلاسیکِ پوپولیسم کمک به خلق معرفی می کند.

با نگاهی به گذشته در می یابیم سردمدار این جریان عوام فریبانه مجلس هفتم است که شروع برنامه های پوپولیستی خود را با تصویب طرح تثبیت قیمت ها به سرکردگی احمد توکلی و محمدرضاباهنرآغاز کرد.

از اولین قربانیان پوپولیسم دینی اصلاحات هشت ساله بود، که توانست توده مردم را با خود همراه کند و این طور به مردم القاء کند که تمام فشار ها و کاستی هایی که وجود دارد و وارد می شود از دل اصلاحات بیرون آمده و مسبب اصلی شخص آقای خاتمی است. رهبران افراطی جریان نو اصولگرایی پا را فراتر نهاده و در راستای پوپولیسم دینی علت شکست اصلاحات را دین زدایی   معرفی کردند و تنها راه نجات جامعه را بازگشت به گذشته و آرمان ها دانستند و در این راستا کوچکترین رحمی به اشخاص اصلاحات نداشتند و بدترین تهمت ها را به فرهیختگان و بزرگان جامعه که اغلب در جریان اصلاحات جای می گرفتند زدند.


ادامه مطلب

لينک  | نوشته شده در  ساعت 19:18  توسط محمد علی مختاری  | 


میهمان آمد... |

 

به درخواست یکی از دوستان از این پس بخش ویژه ای با عنوان نوشتار میهمان به مجموعه این وبلاگ افزوده می شود.

دوستانی که راغبند از طریق این وبلاگ مقالات،دغدغه ها و نقطه نظراتشان را منتقل کنند مطالب خود را به من ایمیل کنند.

بدیهی است که قرار گرفتن مطالب میهمانان بر این وبلاگ الزاما به معنای تأیید نظر نویسنده میهمان از جانب بنده نمی باشد.


لينک  | نوشته شده در  ساعت 23:47  توسط محمد علی مختاری  | 


نگاهی دیگر به ماده 23لایحه حمایت از خانواده |

 

روزی استاد در کلاس درس خطاب به همه دانشجویان گفت: "توجه داشته باشید که بدترین قانون در دست مجری دلسوز و عاقل بهترین قانون است"

با عنوان شدن  لایحه حمایت از خانواده که قرار است به زودی در دستور کار مجلس قرار بگیرد آن پند استاد برایم آشکار شد.

ظاهرا ماده 23 لایحه حمایت از خانواده که این روزها با واکنش های مختلفی مواجه شده شوهر را ملزم ننموده تا برای ازدواج مجدد از همسر اول خود اجازه بگیرد و بلکه این اختیار را به دادگاه سپرده تا پس از تحقیق و اثبات تمکن مالی شوهر به او اجازه ازدواج مجدد دهد.

در نگاه اول بدیهی ترین ایرادی که می توان به چنین ماده قانونی گرفت این که حق همسر اول در رایطه با زندگیش نا دیده گرفته شده که به بی شک این امر خلاف انسانیت و محروم کردن افراد از حق دخالت در تعیین سرنوشت خود است و می بایست همین حالا چاره ای برای آن اندیشیده شود.

اما جدای از این ایراد نا بخردانه که در این ماده وجود دارد به زعم من این ماده       می تواند مشکلات زیادی از دوش زنان ایرانی بردارد، تا کنون زنان متأسفانه از جانب مردانی که هوس ازدواج مجدد بر سر داشتند تحت فشار بودند تا آنان را به هر طریق به ازدواج مجدد خود راضی کنند و از زن رضایتنامه بگیرند و اقدام به ازدواج مجدد کنند زن بیچاره که نه راه پس داشت نه راه پیش تن به پذیرش و استقبال از همسر دوم، شوهر خود می داد و مرد به خیال خود سرمست از کسب رضایت همسر و پس از طی تشریفات قانونی اقدام به ازدواج مجدد می کرد غافل از این که همین رضایت از سر اجبار آغاز فروپاشی خانواده می بود.

اما به ماده 23 می توان خوش بینانه نیز آن هم از این منظر که زنان دگر از سر اجبار تن به رضایت به ازدواج مجدد نمی دهند و علاوه بر آن فشارهای زیادی را که از جانب شوهر بر او تحمیل می شد پایان می یابد و در واقع توپ به زمین دادگاه می افتد و دادگاهی که بر صدر آن مجری دلسوز و عاقلی نشسته باشد نیک می داند که ازدواج مجدد جز در موارد خاصی نمی تواند گره گشای مشکلات عارض بر خانواده ها باشد ضمن این که قبح ازدواج مجدد در حال حاضر چنان شده که حتی فقیه دانشمندی چون آیت الله موسوی بجنوردی نظر به عدم انجام آن به علت عدم برقراری عدالت با توجه به شرایط اجتماعی موجود داده.

نص صریح قرآن ازدواج مجدد را منوط به برقراری عدالت از سوی مرد بین همسرانش می داند.پس بهتر آن است که علاوه بر اثبات تمکن مالی مرد از سوی دادگاه دادگاه در پی کشف اثبات عدالت مرد و اطمینان از برقرای عدالت مرد در تمام سطوح چه به لحاظ مادی و چه به لحاظ معنوی نماید.


لينک  | نوشته شده در  ساعت 18:43  توسط محمد علی مختاری  |