تبليغاتX
Omidfarda :: اميد فردا ::

مشوَش و مضطربم |

 

امروز صبح ساعت 7:35به قصد دانشگاه از خانه بیرون زدم،خیابان همت جنوبی شلوغ تر و نا به سامان تر از هر وقت دیگری می نمود،به میدان معلم رسیدم مسیر میدان به سمت خیابان زرهی مسدود شده بود و انبوه جمعیت در ابتدای بولوار پاسداران با لبانی خندان و چشمان منتظر می بایست صبح خود را با اعدام 3 انسان بزهکار آغاز کنند.

ترافیک وحشتناک میدان معلم سرعت ماشین را گرفته و انگار راننده تاکسی بدش نمی آید که این ترافیک تا زمان معلق شدن مجرمین بین زمین و آسمان ادامه پیدا کند تا شاهد صحنه مهیج مرگ یک انسان مجرم باشد اندکی برحجم ترافیک کاسته شده به راحتی می توان حسرت نشسته شده بر دل راننده تاکسی را که ناشی از دست دادن یک صحنه اعدام است در چهره او دید تاکسی به  همت شمالی نزدیک می شود

می شود مرد میانسالی به اتفاق پسر نو جوانی می دوند تا به محل اجرای حکم برسند،صدای گاز ماشین جرثقیل به گوش می آید،تاکسی به سمت میدان قصرالدشت به حرکت می افتد،راننده تاکسی لب به سخن می گشاید و به زبانی شیرازی می گوید قرار است امروز سه نفر اعدام شود،رو به من که در کنار او نشسته ام می کند و می گوید بهتر حقشونه...نگاهی به او می اندازم نخواستم چیزی بگویم اما نتوانستم گفتم این ها مثلا مفسد فی الارض هستند و به قول شما حقشان اعدام است،چرا در آغاز روز چرا در وسط خیابان و در انظار...چه طور می توان روزرا با مرگ سه نفر آن هم در جلوی چشمان آدم آغاز کرد؟و راننده تاکسی باز هم خطاب به من گفت:حقشونه...گفتم فکر می کنی چرا او امروز بر دار می رود  جامعه در خلاف کار و منحرف شدن او چه نقشی داشته گفت:هیچ نقشی چرا تو خلاف کار نشدی؟تاکسی به فلکه قصرالدشت رسید عصبانی بودم و کلافه ساعت 8 شده بود مجال پاسخ به سوال راننده برایم باقی نمانده بود...از قضا می بایست بر کلاس جرم شناسی حاضر می شدم با تأخیر به کلاس رسیدم استاد از عوامل موثر در تبدیل شدن یک انسان به یک  مجرم و بزهکار می گفت،در دل آرزو می کردم که کاش می توانستم راننده تاکسی را بر کلاس درس جرم شناسی بنشانم تا با عوامل زیستی،اجتماعی،ساخت اقتصادی،روانی و...که تأثیر گذار بر منش انسان هاست و در شکل گیری خمیر مایه انسان هاست آشناکنم اما زهی خیال باطل...

16 ساعت از آن صحنه کذایی می گذرد من فقط جرثقیلی را دیدم که قرار بود با آن سه انسان راهی سرای ابدی شوند،اما،هنوز هم به خودم نیامده ام و هنوز به آن فکر می کنم به گفتگو با شهروندی که سر سوزنی از مرگ یک انسان بزهکار ناراحت و نگران نبود.

اوضاع و احوال نا بسامان حقوق کیفری در استان فارس و صدر بودن در آمار جرم و جنایات در کشور پس از استان تهران ،بر دار کشیدن سه انسان مجرم در  یک روز نه تحیر و نگرانی را بر انسان می نشاند که تشویش و اضطراب را ...


لينک  | نوشته شده در  ساعت 0:15  توسط محمد علی مختاری  | 


متحیر و نگرانم |

 

تابستان امسال فرصتی دست داد تا برای اولین بار حضور در یک جلسه رسمی دادگاه را تجربه کنم،آن هم دادگاه کیفری استان،دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به جرایمی (زنا،لواط،قتل عمد ) جرایم سیاسی مطبوعاتی دارد که مجازات پیش بینی شده برای آن جرم در قانون قصاص نفس،قصاص عضو،رجم،حبس ابد،صلب،جرایم سیاسی- مطبوعاتی است.
شرکت در یک جلسه رسمی دادگاه آن هم برای اولین بار برای یک دانشجوی حقوق ویژگی های خاص خود را دارد.آن روز دادگاه پرونده ی جوانی 25-26 ساله به نام (روح الله)از اهالی شمال استان فارس را بررسی می کرد که بر اثر اختلافات خانوادگی با خرید چاقویی 2500تومانی برادر همسر خود را به قتل می رساند و هم چنین با چاقو به همسر خویش حمله می کند و او را به نحوی مجروح می کند که پزشکان مجبور به تخلیه طحال زن بیچاره می شوند...زمانی که روح الله در جایگاه متهم ایستاد بغض در چشمانش نشسته بود و پاهایش می لرزید وقتی قاضی از او پرسید که آیا در زمان ارتکاب به قتل مست بودی؟؟هول کرد و گفت:مشروب خورده بودم اما نه آن چنان که حواسم نباشد چه می کنم قاضی، مستشاران دادگاه وکلا و هر که آشنا به حقوق در آن جا بود زیر لب از جواب او خندید گویی که بیم آن داشت به خاطر مستی حد بر او جاری شود...متهم بسیار دروغگو بود و آشکارا دروغ می گفت اما آن جا که می بایست دروغ بگوید دروغ نگفت!(؟) این قصه ها را نگفتم که شرح دادرسی کنم بلکه غرض اصلی ام از آن چه شرح دادم این بود:
قاضی همان دادگاه این ترم استاد ما شده و درس آیین دادرسی کیفری را تدریس می کند دیروز در کلاس آیین دادرسی کیفری حاضر شدم در خلال کلاس به یاد همان پرونده و دادگاه افتادم کلاس که تمام شد کنجکاوی مرا واداشت تا جویای سرنوشت روح الله شوم،از استاد پرسیدم در پاسخ به زبانی عادی گفت:کدام پرونده... یادم نیست نشانه بده،من کمی از آن چه را لازم بودم ذکر کردم اما استاد خیلی ساده از پاسخ به من گذشت و گفت:یادم نیست...کدام پرونده... می دونی من الان چند پرونده قتل دارم کدامشان منظور شماست؟؟
گویی که از جرم توهین و نا سزا گفتن به افراد سخن می گفت،خیلی ساده و عادی می گفت کدام پرونده؟ قتل؟به حال خودم افسوس خوردم که در جامعه ی ما پرونده یک قتل آن قدر معمولی شده که حتی قضات هم دگر آن ها را به یاد نمی سپارند، با خود گفتم قاضی چه تقصیر دارد؟ با رشد سرسام آمار جرم و جنایات اگر قاضی پرونده ها را به یاد سپارد جای تعجب است...


لينک  | نوشته شده در  ساعت 0:4  توسط محمد علی مختاری  | 


علی و مخالفانش |

 

به دعوت دوستان انجمن اسلامی دانشکده دارو سازی شیراز با گروهی از دوستان شب قدر را در نمازخانه آن دانشکده گذراندیم حاضران در مراسم که قریب به 300-400 نفری می آمدند و اگثرا جوان.میانگین سنی حاضرین علی رغم وجود چند پیرمرد و در خوش بینانه ترین حالت میانگین سنی حاضرین به27سال هم نمی رسید،این اولین مراسم احیایی بود که شرکت می کردم  که نه خبری از روضه خوانی بود و نه سینه زنی و روحانی و مداح(دعا خوان)مراسم به جای ذکر مصیبت به ذکر نصیحت کوتاه بسنده کردند.در نبود فرعیات عرفی این چنین مراسم هایی توانستم تمرکز بیشتری در عمق و معنای مناجاتی که خوانده می شد داشته باشم.

"یا احکم الحاکمین یا اعدل العادلین یا اصدق الصادقین یا اطهر الطاهرین یا احسن الخالقین یا اسرع الحاسبین یا اسمع السمعین یا ابصر الناظرین یا اشفع الشافعین یا اکرم الاکرمین سبحانک .../ ای حاکم ترین حکم فرمایان،ای عادلترین داوران،ای صادق ترین صادقان،ای پاک و منزه ترین پاکان،ای بهترین آفرینندگان،ای بهترین محاسبان،ای بهترین شنوندگان،ای بهترین بینایان،ای بهترین شفیعان،ای کریم ترین کریمان عالم، پاک و منزهی تو..."

اما آن چه که مراسم احیا را برایم متفاوت و خاطره ای ماندگار کرد سخنرانی دکتر محمد مهدی جعفری مفسر شهیر نهج البلاغه با موضوع علی و مخالفانش بود.

استاد دیشب از علی گفت و مخالفان علی؛گفت که علی در هر حال رعایت حال مخالفانش را می کرد و نسبت به آنان روشنگری می نمود و رسالت خود را روشنگری می دانست و در همین راستا در کلامش با مردم از حقوق متقابل امیر و مأمور می گفت تا آنان نسبت به حقوق خود آشنا شوند استاد جعفری ادامه داد که حتی در جنگ جمل علی بر کشتگان سپاه مقابل گریه کرد و فرمان داد که مبادا در حال عقب نشینی سپاه مهاجم،فرصت عقب نشینی را از آنان سلب کنید.

آن جا که استاد به معاویه  و عمرو عاص دشمنان درجه یک علی رسید تأکید کرد که علی صلح طلب بود وجنگ ستیز او اشاره کرد که علی در جنگ صفین و در صفین با بهانه کردن ماه های حرام از تن دادن به جنگ پرهیز کرد و خود پیشنهاد مذاکره به معاویه نمود.

 و سرانجام استاد به نقل از غزالی گفت که انسان ها در زمان مرگ آن چه را در احوال دنیوی خود در ذهن گذرانده اند را جلوه می کنند و علی نیز با گفتن "فزت و رب الکعبه" احوال ذهنی خود را جلوه کرد و ثابت کرد که او حکومت و قدرت را چنان که روزی خطاب به ابن عباس گفته بود جز برای تحقق عدالت و بسط روشنگری نمی خواهد و خطاب به مردم و هم چنین امام حسن  ولی دم خویش می گوید که مبادا پس از مرگ من  از در خون خواهی در آیید که این نهایت بلند نظری و خشوع امیر جامعه اسلامی است که خود را برابر با همه مردم می داند و می گوید در صورت شهادت منُ،من یک نفرم و در مقابل یک نفر هم می بایست با یک ضربه هم چنان که برمن یک ضربه وارد شده قصاص شود بر او نیز یک ضربه وارد کنید.

در پایان مراسم گزیده ای از سخنان دکتر شریعتی در ستایش امام علی میان حاضران توزیع شد که به ذکر یکی از آنان اکتفا می کنم:

او(علی)حاکمی بود که بر پهنه های بزرگی در آفریقا حکم می راند،اما زندانی سیاسی نداشت،حتی یک زندانی سیاسی و قتل سیاسی.وطلحه و زبیر قدرتمند ترین شخصیت های با نفوذ و خطرناکی که در رژیم او توطئه کرده بودند،هنگامی که آمدند و بر خروج از قلمرو حکومتش اجازه خواستند،و می دانست که به یک توطئه خطرناک می روند،اما اجازه داد،زیرا نمی خواست این سنت را برای قداره بندان و قلداران به جای گذارد که به خاطر سیاست،آزادی انسان را پا مال کند/خود سازی انقلابی ص۱۴۴-۱۴۵

پانوشت:


تصمیم گرفتم از این به بعد سریع تر به روز کنم  و برای به روز کردن صرفا دنبال سوژه و موضوعات خیلی بزرگ نباشم و موضوعات متنوع کار کنم مخصوصا از این به بعد تلاش می کنم که کمتر سیاسی بنویسم ولی هیچ قولی هم نمی دهم. ضمنا قالب وبلاگ هم به زودی تغییر می کنه علی آقا بحرانی حسابی بنده را شرمنده کرده.


لينک  | نوشته شده در  ساعت 16:16  توسط محمد علی مختاری  | 


ایرانیان و احمدی نژاد قربانی نمایش دموکراسی آمریکایی ها |

 

دولت نهم از نیمه گذشت و وارد سومین سال عمر خود شد.در این سه سال رئیس دولت تا کنون سه بار جورج بوش رئیس جمهور ایالات متحده را به مناظره فراخوانده و هر سه بار هم با جواب منفی کاخ سفید روبرو شده.
سه سال از عمر دولت می گذرد و این سومین بار است که محمود احمدی نژاد راهی نیو یورک می شود و تا در نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد شرکت کند.
گویی که آمریکایی ها هم دگر به سفرهای تابستانی رئیس جمهور به نیویورک عادت کرده اند که امسال چون دو سال پیش هیچ حرف و سخنی از صادر نکردن روادید برای احمدی نژاد به میان نیاوردند و رئیس جمهور بدون هیچ حرف و حدیثی راهی ایالات متحده شد با برنامه هایی متفاوت از سال قبل که مهم ترینش سخنرانی رئیس جمهور در دانشگاه کلمبیا بود.

سخنرانیی که 3مهر را برای رئیس جمهور به روزی خاص و فراموش ناشدنی برای او و برای ملت ایران تبدیل نمود.نه او و نه ملت ایران این روز را از خاطر نخواهند برد که هر دو قربانی نمایش دموکراسی آمریکایی ها شدند آمریکایی ها چون همیشه نمایششان را خوب اجرا کردند چه آن زمانی که سال گذشته سخنرانی احمدی نژاد در همین دانشگاه لغو شد و چه زمانی که موضوع سخنرانی احمدی نژاد بحث تکراری هولوکاست انتخاب شد ،و چه زمانی که خبرها حکایت از فشارها بر رئیس دانشگاه کلمبیا می کرد تا مانع از سخنرانی احمدی نژاد شود و اصرار رئیس دانشگاه کلمبیا بر برگزاری و اصرار مسئولین شهری بر عدم برگزاری سخنرانی احمدی نژاد  این شائبه را به وجود آورد که در این سخنرانی جو به نفع احمدی نژاد خواهد بود.
شاید احمدی نژاد با رصد اوضاع پیش از سخنرانی در ذهن می پروراند که پس از سخنرانی دکترای افتخاری دانشگاه کلمبیا به او تقدیم خواهد شد،اما زهی خیال باطل...
جو امروز را احمدی نژاد پیش از این نیز در پلی تکنیک و در میان هیاهوی دانشجویان و آن گاه که نشست و نمایش دموکراسی اجرا کرد تجربه کرده بود، ولی امروز احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا قربانی نمایش دموکراسی شد.
 گویی که جو و محیط روشنفکری و سخنرانی در دانشگاه به احمدی نژاد نیامده و سر سازش ندارد....چه قدر دلم میخواست امروز احمدی نژاد دوباره از جورج بوش نخواهد که حاضر است به مناظره با او بنشیند اما دوباره گفت و دوباره با واکنش منفی روبرو شد... چه قدر دلم می خواست امروز احمدی نژاد به جای نیویورک در یک سفر استانی بود... چه قدر دلم می خواست امروز احمدی نژاد به جای دانشگاه کلمبیا در دانشگاهی در ونزوئلا سخن می گفت...چه قدر دلم می خواست احمدی نژاد تفاوت و اهمیت این سفر را با سفرهای استانی و نطق های سفر های استانی تشخیص دهد ... چه قدر دلم می خواست احمدی نژاد امروز احمدی نژاد همیشه نباشد چون امروز روز متفاوتی بود نماینده ای حقوقی از طرف ملت ایران قرار بود بایستد و با جامعه ای روشنفکر از غرب به گفتگو بنشیند...اما...
چرا در شرایطی که بحث هولوکاست روز به روز رنگ می باخت ایالات متحده به رئیس جمهور ایران فرصت می دهد تا در مرزهای خود از هولوکاست و علیه اسرائیل ایالت پنجاه و یکم آمریکا موضع بگیرد آمریکایی ها امروز در دانشگاه کلمبیا شو دموکراسی برگزار کردند و بهترین امتیاز را احمدی نژاد با زنده کردن دوباره بحث هولوکاست به آن ها داد؟؟
امروز قضیه فرق می کرد...امروز همه ی ما زیر سوال رفتیم...
یادم به اولین سخنرانی خاتمی در مجمع عمومی سازمان ملل افتاد آن جا که کلینتون و آلبرایت برنامه روزانه خود را رها کردند و به پای صحبت رئیس جمهور ایران نشستند،یادم به 2سال گذشته و سفرهای پیشین احمدی نژاد به نیویورک افتاد آن جا که نمایندگان آمریکا و چند کشور دیگر درزمان سخنرانی احمدی نژاد سالن کنفرانس را ترک کردند یادم به نطق خاتمی در سال 76در سازمان ملل افتادآن جا که گفت از سرزمینی آمده ام با 2500سال تمدن و سابقه و چه زیبا و استادانه به همه حاضران در اجلاس فخر فروخت،که من ایرانی ام و مسلمان آن جا که از زندگی،صلح ،آزادی و گفتگوی تمدن ها گفت.


لينک  | نوشته شده در  ساعت 2:51  توسط محمد علی مختاری  |