تا ابد آن خون بجوشد / بر زوال ستمها بكوشد |
اندر آنجا كه باطل امير است اندر آنجا كه حق سربه زير است اندر آنجا كه دين و مروّت پايمال و زبون و اسير است راستي زندگي ناگوار است مرگ بالاترين افتخار است اندر آن جا كه از دست بيداد ميكشد قلب مظلوم فرياد اندر آن جا كه ظالم بمستي بر سر خلق ميتازد آزاد مهر بر لب نهادن گناه است خامشي بدترين اشتباه است اين اساس مرام حسين است روح رمز قيام حسين است يا كه آزادگي يا شهادت حاصلي از كلام حسين است شيعه او همين سان غيور است تا ابد از زبوني بدور است شيعه و تن به بيداد دادن شيعه و مهر بر لب نهادن شيوه شيعه هرگز نه اين است شيعه نبود هر آن كس چنين است چون يزيد از هوس كامور شد دولت غاصبش مستقر شد كار اسلام از او شد پريشان آدميّت دچار خطر شد سيل طغيان او دين ز جا برد تا لب پرتگاه فنا برد ديد فرزند زهرا كه اينجا نيست جاي سكوت و تماشا نهضتي كرد خونين و پر شور آتشين محشري كرد برپا كربلا را ز نهضت تكان داد باز از نو به اسلام جان داد گرچه دشمن تنش غرق خون كرد ظلمها بر وي از حد برون كرد ليك خونش بجوشد و زو موج كاخ بيداد را سرنگون كرد تا ابد نيز آن خون بجوشد بر زوال ستمها بكوشد زان شهيد سراز تن فتاده زان فداكار در خون فتاده جاودان آيد اين بانگ پرشور لا اري الموت الا سعادة آري آزاد مردان بكوشند بر ستمگر چو طوفان بجوشند ویدیویی در سایت مردمک دیدم که گزارش تلویزیون ملی ایران از دانشگاه تهران در ۱۳آبان ۵۷بود در آن ویدئو دانشجویان یک صدا این شعر را می خواندند خیلی تلاش کردم شاعر آن را پیدا کنم اما متاسفانه موفق نشدم.
لينک | نوشته شده در ساعت 12:34 توسط محمد علی مختاری |






