تبليغاتX
Omidfarda :: اميد فردا ::

که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند |

 

امید سعیدی جان چندین بار به گفتار و نوشتار معترض شده که خسته شدم بس که آمدم این گورستان را دیدم...می خواستم مطلب دیگری را بگذارم که متأسفانه فرصت به تکمیل آن نشد،مع الوصف این شعر از حافظ عزیز را به امید سعیدی عزیز تقدیم می کنم...

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

     

چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

من ار چه در نظر یار خاکسار شدم

     

رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند

چو پرده دار به شمشیر می‌زند همه را

     

کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است

     

چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند

سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود

     

که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند

غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه

     

که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند

توانگرا دل درویش خود به دست آور

     

که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند

بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به زر

     

که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند

ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ

     

که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند


لينک  | نوشته شده در  ساعت 20:15  توسط محمد علی مختاری  | 


پيام مهندس مير حسين موسوي خطاب به ملت شریف ایران |

 

ملت شريف ايران
نتايجي كه براي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اعلام شد بهت آور است مردمي كه در صفهاي طولاني اخذ راي شاهد تركيب آرا بودند و خود مي دانند كه به چه كسي راي داده اند با حيرت تمام به شعبده بازي دست اندركاران انتخابات و صدا و سيما نگاه مي كنند. آنان اينك بيش از هميشه به دنبال آن هستند كه بدانند چگونه و توسط چه كساني و مقاماتي طرح اين بازي بزرگ ريخته شده است. اينجانب ضمن اعتراض شديد به روند موجود و تخلفات آشكار و فراوان روز انتخابات هشدار مي دهم كه تسليم اين صحنه آرايي خطرناك نخواهم شد. نتيجه آنچه كه از عملكرد متصديان بي امانت ديده ايم و مي بينيم جز تزلزل اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و حاكميت دروغ و استبداد نيست. اينجانب طبق وظيفه شرعي و ملي خويش به افشاي رازهاي پشت سر اين روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابود كننده آن را بر سرنوشت كشور توضيح خواهم داد و ترس آن دارم كه ادامه وضع موجود همه نيروهاي موثر در نظام را به توجيه گراني دروغگو در مقابل مردم تبديل كند و دنيا و آخرت آنان را در معرض لطمه هاي جبران ناپذير قرار دهد.
به مسوولان توصيه مي كنم بيش از آن كه دير شود اين روند را فورا متوقف كنند و همگي به خط قانون و امانتداري از آراي ملت بازگردند و بدانند كه خروج از عدالت مشروعيت زداست. آنان بيش از هر كس ديگر از اين حقيقت باخبرند كه در اين كشور انقلابي بزرگ و اسلامي صورت گرفته است. كمترين پيام انقلاب ما اين است كه مردم آگاهند و در برابر كساني كه با تقلب روي كار بيايند تمكين نخواهند كرد.
اينجانب از همين فرصت استفاده ميكنم و ضمن تشكر از عواطف ملت بزرگوار ايران به آنان تذكر مي دهم كه ايران اين موجود آسماني متعلق به آنان است و نه متقلبان، اين آنان هستند كه بايد با هوشياري خود از آن حفاظت كنند. خائنين به آراء مردم ابايي از آن ندارند كه اين خانه پارسايان به آتش كشيده شود. ما موج عقلانيت سبز خود را كه برگرفته از تعاليم ديني و علايق ملت ما به اهل بيت پيامبر(ص) است با تمامي شور ادامه مي دهيم و با شورش دروغ كه در كشور طغيان كرده و چهره آن را آلوده است مبارزه ميكنيم، اما اجازه نخواهيم داد كه حركات ما شكل كور به خود بگيرد.
جا دارد از يكايك شهرونداني كه براي رساندن اين پيام سبز هر كدام ستادي بودند و تمامي ستادهاي مردمي و رسمي كه در انتخابات فعاليت ميكردند سپاسگذاري كنم و تاكيد نمايم كه تا رسيدن به نتيجه اي كه كشور ما لايق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نياز است.


و ما لنا الا نتوكل علي الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علي ما اذيتمونا و ع لي الله فليتو كل المتوكلون


لينک  | نوشته شده در  ساعت 13:51  توسط محمد علی مختاری  | 


جمعه سبز |

 

جان فدای وطنم

خاک ایران کفنم

من برای احیا وبازگشت اخلاق،ادب،عقلانیت و کارآمدی به ایران به  مهندس میر حسین موسوی رأی خواهم داد.

 


لينک  | نوشته شده در  ساعت 1:15  توسط محمد علی مختاری  | 


احمدی نژاد در سال 75 : نام هاشمی در تاریخ با درخشندگی و به نیکی ثبت خواهد شد |

 

به نقل از نو اندیش

در حالیکه دکتر احمدی نژاد در مناظره با میرحسین موسوی انتقادات و اتهامات تندی را نسبت به آیت الله هاشمی رفسنجانی مطرح کرد و از دوره ریاست جمهوری او به عنوان ترویج اشرافی گری یاد کرد اما شواهد تاریخی حاکی از تمجید او از هاشمی رفسنجانی در زمان استانداری او در دولت هاشمی بوده است.بطوریکه احمدی نژاد در سال 75 یکسال پیش از روی کار آمدن دولت اصلاحات ، تعریف و تمجیدهای فراوانی را از هاشمی مطرح کرده بود:

آقای محمود احمدی‌نژاد که در آن زمان به عنوان استاندار اردبیل مشغول فعالیت بودند، بیشترین تعریف و تمجید را از آقای هاشمی رفسنجانی داشته‌اند و پس از آن نیز،‌ در دوران انتخابات مجلس ششم در مجموع شورای هماهنگی نیروهای انقلاب به عنوان یکی از اعضای اصلی ستاد انتخاباتی فهرستی محسوب می‌شود که هاشمی رفسنجانی در صدر آن قرار داشت، محسوب می‌شد.

عکس ها و مشروح را در ادامه مطلب ببینید.


ادامه مطلب

لينک  | نوشته شده در  ساعت 17:3  توسط محمد علی مختاری  | 


مهم تر از مهم |

 

مهم است که در چهار ساله ی ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد که ادعای آوردن نفت بر سر سفره های مردم (1)و بهبود وضعیت معیشتی مردم را داشته شاخص تورم از 14درصد  به 29در صد رسیده(2)،مهم است که صندوق ذخیره ی ارزی با نفت بشکه ای 8 تا 24 دلار(از سال 84-76)، 14میلیارد دلار اندوخته ارزی داشته است(سال84) و با فروش نفت حتی تا بیش 100 دلار  این اندوخته به منفی 15 میلیارد دلار رسیده(3) مهم است که دولت نهم از سند چشم انداز و قانون برنامه توسعه منحرف شده(4)،مهم است که علی رغم افزایش حقوق کارمندان قدرت خرید آنان نه تنها هیچ بهبودی نداشته بلکه بدتر از گذشته نیز شده،مهم است که بانک های کشور اکنون 38هزار میلیارد تومان مطالبات معوقه از وام گیرندگان دارند(5) ،مهم است که دولت 2000 مورد تخلف از قانون بودجه سال 85 داشته(6)،مهم است که چهار سال سیاست خارجی ایرانی صرف مسائلی چون طرح موضوع هولوکاست شده و اکنون متحد استراتژیک ما ونزوئلا است ،مهم است که موضع شجاعانه ی آقای احمدی نژاد در انرژی هسته ای و سیاست خارجی 4 قطعنامه در شورای امنیت بر ایران تحمیل کرده و تحریم های ما را از آمریکا به بیشتر کشورهای جهان گسترش داده، مهم است و سوال است که چرا بین مردم سیب زمینی توزیع شده،مهم است که در دولت نهم یک میلیارد و 58 میلیون دلار پول نفت مفقود شده(7)،مهم است که آقای عسکراولادی در زمان حمایت از آقای احمدی نژاد درباره چگونگی مصرف اعتبارات صندوق ذخیره ارزی طرح ابهام می کنند(8) و مهم است که مافیای نفتی پس از چهار سال هنوز یافت و معرفی نشده و مهم است... و مهم است ...

اما مهم تر

مهم تر از مهم آن گاه بود که آقای رئیس جمهور و مشاور عالی ایشان جناب هاشمی ثمره اعلام کردند شعار آوردن نفت بر سر سفره های مردم شعار ما نبوده است(9)

مهم تر از مهم آن است که رئیس جمهور پس از رأی اعتماد مجلس به آقای کردان و محرز شدن جعل مدرک و اعلام ادعای کذب به ملت و نمایندگان آنان، نه تنها کردان را سرزنش نکرد بلکه تمام قد از وی دفاع و حمایت کرد و حتی کردان دوباره در  جلسات هیئت دولت رویت شد. (10)

مهم تر از مهم این است که در حالی که پدر و مادران ایرانی از فشارهای اقتصادی ناشی از سیاست های غیر کارشناسی دولت در برابر فرزندان خود شرمنده اند وزیر دولت نهم اعلام می کند «گرانی نداریم» (11) 

 مهم تر از مهم آن است ...

آری اکنون مهم تر از هر مهمی اخلاق و ایران است؛ پس به نام ایران رأی می دهیم و به خاطر اخلاق به میر حسین موسوی رأی می دهیم.

 پی نوشتها و مستندات را در ادامه ی مطلب ببینید


ادامه مطلب

لينک  | نوشته شده در  ساعت 13:26  توسط محمد علی مختاری  | 


استاده ایم چو شمع... |

 

در عاشقی گریز نباشد ز سوز و ساز

استاده ام چو شمع مترسان ز آتشم


لينک  | نوشته شده در  ساعت 18:37  توسط محمد علی مختاری  | 


بیانیه‌ی اعلام موجودیت ستاد جوانان حامی خاتمی(88) در استان فارس |

 

 به نام خداوندگار مهر

خاتمی عزیز؛

این صدا که تو را می­خواند صدای نسل دوم و سوم انقلاب است، نسلی جوان و آرمان­گرا، نسلی که فراموش نمی­کند خرداد 76 را، سالی که مردی در آن پا به عرصه قدرت نهاد و در ناامیدکننده­ترین سال­های پس از انقلاب، دوران سرد و ساکت پس از جنگ، با دست­های سخاوتمندش شور و نشاط جوانی به نسل ما بخشید و از آن روزهایی که می­توانست برای جوانی­مان تلخ­ترین باشد، به ما آموخت که عزت، پویایی و رشادت مهم­ترین شاخصه­ی نسل جوان است و به نسل اولی­ها باورا ند که باورمان کنند.

آری، اینک همین نسل است که از آن روزها تجربه اندوخته و حسرت می­خورد برای امروز کشورش. این نسل تو را می­خواند تا روزهایی اینچنین که کشور زمان را بیهوده از دست می­دهد و از شتاب پیشرفت جهانی جا می­ماند به پابان رسد. امروز ایران باز هم مردی را می­خواهد که در سایه­ی اراده و همتش، همگان آستین همت بالا زنند و این سقوط بی­توقف را توقفی باشند.

تو را می­خوانیم اگرچه خودخواهانه است و خود می­دانیم؛ می­دانیم که تو سال­ها آبرویت را که بزرگ­ترین سرمایه­ات بود،  برای همه­ی ما و برای خاکت به میان آوردی و با آن سودا کردی. آنچه در تو هست همه رأفت و مهربانی است و همین ما را جسارت می­دهد که چنین مصرانه تو را بخوانیم، اگرچه نیک می­دانیم تو را گوشه­ی چشمی به قدرت نیست و می­دانیم که تو را به میدان آوردن، تمام آبرویت را به مصاف بی­آبرویی­ها بردن است، آن­هم در این برحه از زمان که بازسازی همه­ی افول­ها و ضعف­ها و سوءمدیریت­ها کار ساده­ای نیست و شاید حتی با مدیریت توانمند تو، کشور پا به فراراه رشد نگذارد؛ اما نباید به این بهانه دست بر دست نهاد و نظاره­گر بی­اعتنای پس­رفت­ها بود.

سید بزرگوار؛

ما جوانان مهد پارس، به تمام باورهایمان سوگند می­خوریم که اگر پا به میدان گذاری،  تنهایت نخواهیم گذارد؛ آن هم نه به اندازه­ی برگ رأیی که به صندوق­ خواهیم ریخت و نه به اندازه­ی شب­ها و روزهایی که در ستادهایت شب از روز نخواهیم شناخت؛ بلکه این بار تو را خواهیم فهمید و به جای آنکه سرعت­سنج کندروی و تندروی­ات باشیم، یاور تصمیم­هایت خواهیم بود.

بیا که قصر امل سخت سست بنیادست        بیار باده که بنیاد عمر بر بادست

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود               ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست


ادامه مطلب

لينک  | نوشته شده در  ساعت 19:25  توسط محمد علی مختاری  | 


بگذارید خاتمی فکر کند |

 

رسانه های اصلاح طلب و اکثریت قریب به اتفاق اصلاح طلبان با گفتار و نوشتار در 3-4 ماه اخیر تمام تلاش خود را معطوف به دعوت از خاتمی برای حضور در انتخابات کرده اند، بدون تردید با نظر سنجی های معتبری که شده و جملگی حکایت از اقبال قابل جامعه به خاتمی دارد و هم چنین دعوت های رسمی و غیر رسمی شخصیت های برجسته سیاسی و فکری از خاتمی برای کاندیداتوری در انتخابات آتی نگرانی ها از عدم اقبال جامعه به خاتمی کاملا رنگ باخته هر چند که دل نگرانی های دیگری نیز هم چنان وجود دارد.

به هر صورت آن چه اکنون مسلم می آید این است که خاتمی می بایست در فضایی آرام و به دور از هیاهوها که بیش از هر چیز ساخته و پرداخته رسانه ها است  به فکر بنشیند و تصمیم نهایی خود را هر چه زودتر اعلام کند.

 رسالت اصلی رسانه های اصلاح طلب و هم چنین مشاوران و نزدیکان خاتمی اکنون می بایست پیشه گرفتن سکوت باشد چرا که آنان تا کنون وظیفه ی خود را به نحو احسن انجام داده اند و به اندازه ی کافی گفته اند و نوشته اند.

خاتمی می بایست اکنون با خود کنار بیاید و تصمیم نهایی را بگیرد که در صورت حضور می بایست انگیزه ی شخصی را  نیز با خود به همراه آورد،به زبان دیگر او در این وادی حتی اگر تنها یک دلیل شخصی و یا حتی خانوادگی برای عدم حضور دارد می بایست آن را بر خرد جمعی ترجیح دهد. یادمان نرود که خاتمی انسان لطیفی است و روحیه ی بسیار ظریفی دارد، اگر در این عرصه مقهور خرد جمعی شود،آمدن او شاید نتواند خاتمی واقعی را به تصویر بکشاند.

او به خاطر شخصیت مثال زدنی و نگاه اخلاقی که به سیاست و قدرت دارد تمایل آن چنانی برای حضور در قدرت نداشته و آن چه تا کنون او را راغب تر به حضور کرده دعوت ها و درخواست های اطرافیان بوده،اگر کاندیداتوری به خاتمی تحمیل شود شاید او تنها بر اساس تعهد خود و خلاف میل خود مجبور به کاندیداتوری شود که آن گاه فقدان انگیزه ی شخصی در او شاید باعث نا کار آمد جلوه کردن وی شود و آخرین تیر اصلاحات در ایران به هدف ننشیند.


لينک  | نوشته شده در  ساعت 12:16  توسط محمد علی مختاری  | 


نگران باشیم |

 

قیمت نفت بار دیگر روند کاهنده به خود گرفته و در روزهای اخیر حتی به زیر90دلار نیز رسیده،صرفنظر از عوامل دخیل در کاهش قیمت نفت آن چه نگران کننده به نظر می آید این است که،دولت نهم که در طول سه سال با درآمدی قریب به 188میلیارد دلار از نفت چنین مشکلاتی را بر مردم تحمیل کرده و نه تنها از اصلی ترین وعده اش به مردم که آوردن پول نفت بر سفره ها بوده عدول کرده بلکه حتی تأمین نیازمندی های روزانه را نیز بر مردم دشوار ساخته.

با توجه به چنین وضعیتی در کنار کاهش بهای نفت و ادامه پیدا کردن آن در دراز مدت از طرفی می بایست از این بابت نگران باشیم که این کاهش قیمت منجر به کاهش در آمدهای دولت و نهایتا کسری بودجه دولت خواهیم بود و نگران کننده تر از این آن که مسلما دولتی این چنین پر مدعا و بزرگ(از نظر حجمی) که وعده های بزرگی نیز به ملت داده  تحمل نفت زیر 100دلار را نخواهد داشت پس در آینده با خلق جنجالی(بحران) جدید در صدد افزایش قیمت نفت بر خواهد آمد تا حداکثر استفاده را از افزایش قیمت نفت به نفع خود ببرد

از دیگر سو این دولت مدعی است که در آینده ی نزدیک طرح تحول اقتصادی را به اجرا خواهد گذارد که در صورت ادامه سیر کاهنده قیمت نفت قطعا طرح تحول اقتصادی نیز تحت شعاع قرار خواهد گرفت و دولت در صورت وجود اراده ای برای تحقق این طرح می بایست با پشتوانه ی نه چندان محکمی این طرح را اجرا کند.

نگرانی دیگر کاهش(بخوانیداتمام) پس اندازهای دولت در صندوق ذخیره ی ارزی است که در صورت ادامه روند کاهش قیمت نفت، دست و دل بازی ها و برداشت های بی رویه ی دولت نمود پیدا خواهد کرد و رئیس جمهور آن گاه تاوان آن حرف خویش را در جلسه ی اقتصاددانان خواهد داد که گفت: دولت نهم كليه منابع ارزي حاصل از فروش نفت را به مصرف خواهد رساند و اعتقادي به ذخيره كردن آن ندارد.

 (البته از سهم اوپک در تنظیم بازار نیز نباید به سادگی گذشت هر چند که کشورهای عضو عملا در بسیاری موارد سازمان اوپک را دور می زنند)

لینک مطلب در سیاوشون


لينک  | نوشته شده در  ساعت 18:3  توسط محمد علی مختاری  | 


"شهروند امروز" به کجا می رود؟ |

 

رویه ی جدیدی که در چند شماره ی اخیر شهروند امروز به خصوص در دو پرونده این هفته نامه در خصوص آمدن و نیامدن آقایان خاتمی و کروبی به صحنه ی انتخابات کار گرفته شده روش تعجب بر انگیزی است که حتی 62 شماره ی پیشین این نشریه را نیز زیر سوال می برد.

شهروند امروز متاسفانه اکنون به ابزاری تبدیل شده علیه مجموعه ی اصلاح طلبان فارغ از رد یا دفاع از مواضع انتخاباتی جریان های نزدیک به آقایان کروبی و خاتمی آن چه نگران کننده می نماید اختلاف آفرینی های این هفته نامه در بین جریان اصلاح طلبان با عنوان شفاف سازی عملکرد پیشین و حال کاندیداهای ریاست جمهوری است که در صورت ادامه این روند در دراز مدت شاهد خواهیم بود که آب به آسیاب دشمن خواهد رفت.

باید اذعان کرد که متاسفانه شهروند امروز با رویه ای که در پیش گرفته زحمت حضرات محافظ کار را نیز کم خواهد کرد و با دامن زدن به اختلافات در جناح اصلاح طلب زمینه را برای در مقابل هم قرار دادن اصلاح طلبان آماده می کند.

ذکر این نکته ضروری است که نگارنده هیچ مخالفتی با اشاعه ی گفتمان انتقاد و انتقاد پذیری ندارد بلکه آن چه نگران کننده به نظر می آید لحاظ نکردن شرایط زمانی است آن هم در شرایطی که جریان اصلاح طلب بیش از هر زمان دیگری نیازمند وفاق و همدلی است.

نه تنها شهروند امروز بلکه سایر رسانه هایی که  وابستگی سیاسی و یا فکری به اصلاح طلبان دارند و به هر طریق منافع خود را با منافع اصلاح طلبان مشترک می بینند ضروری است که در این برهی ی زمانی نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری ساز همگرایی و وحدت را کوک کنند و نه ساز فتنه و اختلاف اکنی و مخالفت

آیا بیان و انتشار گفتگوها و نقدهایی که بیشتر جنبه خانوادگی دارد در رسانه ای عمومی جزیی از قواعد روزنامه نگاری حرفه ای شده؟؟

آیا سفسطه بازی و چشم بر گوشه ی اصلی واقعیت ها بستن جزیی از قواعد روزنامه نگاری حرفه ای شده؟

ادامه ی این یادداشت موجب می شود مصادیق غیر حرفه ای دیگری نیز ذکر شود که ذکر آن ها را در این شرایط به صلاح نمی دانم...


لينک  | نوشته شده در  ساعت 18:20  توسط محمد علی مختاری  | 


تا انتخابات دهم-1 |

 

لحظه شمار پایان رسمی ریاست جمهوری احمدی نژاد


لينک  | نوشته شده در  ساعت 1:26  توسط محمد علی مختاری  | 


با هم برای فردا-اردوی اصفهان |

 

 علی رغم این که تصمیم داشتم بنا به مسائل شخصی تابستان امسال از مسافرت صرفنظر کنم اما اردوی سالانه ی شاخه های جوانان و دانشجویان حزب مشارکت  مانع از آن شد،سفری که اگر چه فشرده و کوتاه بود اما به یاد ماندنی و خاطره انگیز شد.

آشنایی بیشتر با دوستان مشارکتی از سایر مناطق کشور بزرگترین دستاورد این سفر برای من بود،صفا و صمیمیت موجود در اردو توأم با نظم تشکیلاتی،اردو را از حالت تور گردشگری در آورده هر چند که روز دوم برنامه کلا گردش در شهر بود.

دوستان مشارکت منطقه اصفهان زحمات زیادی کشیده بودند که البته بچه های فارس کاملا شرایط آن ها را درک می کردند چون خود ما پارسال میزبان اولین اردوی شاخه های جوانان و دانشجویان بودیم.

جالب ترین ابتکاری که دوستان منطقه اصفهان به کار بسته بودند و جای تقدیر داشت راه اندازی رادیو " صدای مشارکت " بود رادیویی که نه فرکانس ماهواره ای داشت و نه بر هیچ موج رادیویی مستقر بود و بچه ها را در جریان آخرین اخبار اردویی ،تشکیلاتی و همین طور اخبار روز کشور قرار می داد از کلیپ هایی که بچه های اصفهان نیز ساخته بودند و در طول مراسم در سالن پخش می شد نیز نمی توان به سادگی گذشت از همین جا دوباره از بچه های عزیز اصفهانی سپاسگزارم.

دیدار با آیت الله طاهری اصفهانی نیز دیگر برنامه ی اردو بود که علی رغم این که حضرت آیت الله کسالت داشتند اما جوانان و دانشجویان مشارکت را به حضور پذیرفتند.آیت الله فضای اردو را متحول کرد و تأثیر زیادی بر بچه ها گذارد ضمن این که رسما در همان جلسه از آقای خاتمی برای حضور در انتخابات دعوت کرد.

گفتگوی رمزی:این سفر هم چنین باعث شد دوستی شکرین نیز به واسطه ی دوستی با خانم بحرینی رئیس شاخه ی جوانان شیراز بر دوستان بچه های منطقه فارس افزوده شود و حسابی صابر عباسیان را شرمنده کند هر چند صابر پر رو تر از این حرف هاست.مسعود رهبری، احمد عبادی نسب، امید سعیدی و محمد علی تارخ عزیز دوستان غایب ما در اصفهان بودند که هر کدام از این ها اگر می بودند هر لحظه اردو بیش از این بر ما خوش می گذشت امیدوارم در اردوهای بعدی همه با هم باشیم البته جز صابر عباسیان !!!

دنبالک:

پیام ویژه سعیدحجاریان به اردوی شاخه های جوانان و دانشجویان جبهه مشارکت

عبدالله رمضان زاده در جمع اعضای شاخه های دانشجویان و جوانان مشارکت:آرمان ما تحقق رفاه و آزادي ملت ايران است

آیت الله طاهری اصفهانی: خاتمي به من گفت اگر مردم بخواهند مي‌‏آيم

 دیدار اعضای شاخه های جوانان و دانشجویان جبهه مشارکت سراسر کشور با آیت الله طاهری 

کارگاه های آموزشی اردوی شاخه جوانان و دانشجویان جبهه مشارکت  دراصفهان

عکس های اردو را در ادامه ی مطلب ببینید.


ادامه مطلب

لينک  | نوشته شده در  ساعت 13:2  توسط محمد علی مختاری  | 


سه شنبه تلخ رییس جمهور |

 

آن که امروز در مقام انتقاد از عملکرد اقتصادی دولت بر آمد نه از نمایندگان مجلس ششم بود،نه از وزرای دولت هاشمی و خاتمی،نه از اعضای باندهای مافیایی زمین،مسکن و نفت بود،نه از اهالی رسانه بود که ماجراجو و بحران ساز باشد،نه جز54 نفر اقتصاددانان لیبرالی بود که به رییس جمهور نامه نوشتند و از عملکرد اقتصادی دولت انتقاد کردند و نه از اصلاح طلبان.(تندرو) بود و نه ...

او که امروز از از رییس جمهور و  سخنرانی اخیرش در قم،رشد فزاینده ی نقدینگی در کشور،از سیاست های اقتصادی دولت ،از تورم و نا بسامانی در بازار مسکن،از انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی، از عزل و نصب های ناگهانی،از گزارش های غیر کارشناسی کارنشناسان (1) و...انتقاد کرد داود دانش جعفری وزیر(سابق) اقتصاد و دارایی دولت نهم و نماینده سابق مجلس هفتم و از اعضای حقیقی منصوب از جانب  آیت الله خامنه ای در مجمع تشخیص مصلحت نظام بود.

تابستان 84 که داود دانش جعفری به همراه، فرهاد رهبر،غلامحسین الهام و زریبافان تیم انتخاب کابینه را در دست داشتند تا لیست نهایی وزرای پیشنهادی را تقدیم رییس جمهور کنند خودش هم فکر نمی کرد که دو سال و نیم بعد اوضاع به سمتی پیش می رود که در جلسه ی زود هنگام تودیع خود این چنین  از در افشا گری و نقد عملکرد اقتصادی دولت در آید و لب به انتقاد به رییس جمهور و همراهان اقتصادی اش کند و خیلی زود لقب وزیر سابق بگیرد.

 

اکنون از تیم چهار نفره گزینش وزرا که هر چهار تن همان ابتدا در کابینه نقش تأثیر گذار داشتند دو نفر معزول شده اند(دانش جعفری و فرهاد رهبر رییس سابق سازمان منحل شده ی مدیریت و برنامه ریزی) و تنها دو تن باقی مانده اند الهام و زریبافان که آن ها هم با توجه به اشتراک فکری مطلق با رییس جمهور احتمال کناره گیری یا استعفایشان از مجموعه دولت ضعیف است هر چند که افکار عمومی آن روز که محمد خوش چهره را در مناظره ی تلویزیونی با حسین مرعشی دیدند گمان نمی بردند که او در عرض چند روز از جرگه ی حامیان رییس جمهور خارج شود.

 

امروز آقای رییس جمهور و هم فکرانش روز سختی را به پایان بردند، نطق تودیع دانش جعفری در کنار نمایش تشویق دانش جعفری در جلسه تودیع که حکایت از تأیید تلویحی سخنان دانش جعفری از طرف سیمای جمهوری اسلامی داشت از یک طرف و از طرف دیگر نامه گلایه آمیز و پاسخ تمام و کمال حداد عادل به نامه ی تند احمدی نژاد در خصوص استنکاف او از امضای قوانین مصوب مجلس 3 اردیبهشت را به روز تلخی برای رییس جمهور تبدیل کرد.

 

پانوشت:

(1)    اشاره به آن بخش از صحبت های دانش جعفری که گفت:"

    به قرار اطلاع در قسمت بازرسي رييس جمهور افرادي نفوذ كرده بودند كه جزو ناراضي‌هاي دستگاه‌ها بودند. عده‌اي هم بودند كه صلاحيت پذيرش شغل نداشتند. به طور مثال معاون اقتصادي بازرسي يك دامپزشك بود قاعدتا اشراف او به مسائل اقتصادي نمي‌تواند بالا باشد. اين افراد با دسترسي محدودي كه داشتند، به خود اجازه مي‌دادند در مسائل پيچيده گزارش تهيه كنند و با دسترسي آساني كه به مقام بالا داشتند، ذهنيت كارشناسي نشده خود را منتقل كنند.

 

در لینک های زیر متن سخنرانی دانش جعفری در مراسم تودیع،نامه حداد عادل و گفتگوی اختصاصی شهروند امروز با دانش جعفری را بخوانید:

 دانش جعفری سكوت 30 ماهه را شكست

پاسخ بلند بالاي حداد عادل به رئيس‌جمهور

 خروج آخرین وزیر طرفدار اقتصاد آزاد از کابینه


لينک  | نوشته شده در  ساعت 1:11  توسط محمد علی مختاری  | 


حسرتی که احمدی نژاد می خورد... |

 

همیشه معروف بوده که وزرای آموزش و پرورش قربانی کابینه ها می شوند؛با این تفاوت که در دولت های پیشین وزیر اموزش و پرورش قربانی بی برنامه ای و نا هماهنگی کابینه نبود که قربانی محدودیت منابع و امکانات بود.

اجرای قانون لایحه ی مدیریت خدمات کشوری( نظام هماهنگ پرداخت)،کاهش تراکم دانش آموزان در مدارس و هم چنین افزایش منابع مالی در چند سال اخیر در آموزش و پرورش عواملی بود که نرم نرمک آموزش و پرورش را به خروج از بحران منتهی می نمود.

یادم می آید سال پایانی دولت خاتمی مجلس هفتم تصمیم به استیضاح حاجی وزیر آموزش و پرورش خاتمی را داشت و حتی مقدمات استیضاح هم فراهم شده بود،اما مقام رهبری مجلس را با توجه به این که دولت به روزهای پایان نزدیک است از این کار بازداشت.

چه قدر زمان صرف شد تا دولت یاد گرفت برای کاهش از هزینه هایی که ملت می دهند پیش از معرفی وزرا به مجلس نظر نمایندگان را جلب کند،چه قدر می بایست فرصت از دست برود تا دولت متوجه گردد که مشکل دولت نه افراد است که برنامه نداشتن دولت است...

احمدی نژاد اکنون در دل حسرت می خورد چرا قانون اساسی نظر به تفکیک قوای مطلق ندارد تا او مجبور نباشد برای هر عزل و انتصاب وزیری، به مجلس آمد و شد کند و شاید حسرتی از آن بیشتر که چرا قدرت انحلال مجلس را ندارد تا بدون چانه زنی با مجلس هم وزرایش را به مجلس تحمیل کند و هم به هر طریق که در نظر دارد بودجه ریزی کند و بیمی از ارائه گزارش برنامه توسعه به مجلس نداشته باشد و شاید خیلی از همه ی این ها ببیشتر و بالاتر و آن این که اصلا چرا ما قانون داریم، قانون بروکراسی زاست.

پانوشت:

قالب پیشین وبلاگ متأسفانه با مشکل فنی مواجه شد که مجبور به تغییر قالب شدم به زودی قالب پیشین را پس از رفع تقص دوباره جایگزین می کنم.


لينک  | نوشته شده در  ساعت 8:56  توسط محمد علی مختاری  | 


ایرانیان و احمدی نژاد قربانی نمایش دموکراسی آمریکایی ها |

 

دولت نهم از نیمه گذشت و وارد سومین سال عمر خود شد.در این سه سال رئیس دولت تا کنون سه بار جورج بوش رئیس جمهور ایالات متحده را به مناظره فراخوانده و هر سه بار هم با جواب منفی کاخ سفید روبرو شده.
سه سال از عمر دولت می گذرد و این سومین بار است که محمود احمدی نژاد راهی نیو یورک می شود و تا در نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد شرکت کند.
گویی که آمریکایی ها هم دگر به سفرهای تابستانی رئیس جمهور به نیویورک عادت کرده اند که امسال چون دو سال پیش هیچ حرف و سخنی از صادر نکردن روادید برای احمدی نژاد به میان نیاوردند و رئیس جمهور بدون هیچ حرف و حدیثی راهی ایالات متحده شد با برنامه هایی متفاوت از سال قبل که مهم ترینش سخنرانی رئیس جمهور در دانشگاه کلمبیا بود.

سخنرانیی که 3مهر را برای رئیس جمهور به روزی خاص و فراموش ناشدنی برای او و برای ملت ایران تبدیل نمود.نه او و نه ملت ایران این روز را از خاطر نخواهند برد که هر دو قربانی نمایش دموکراسی آمریکایی ها شدند آمریکایی ها چون همیشه نمایششان را خوب اجرا کردند چه آن زمانی که سال گذشته سخنرانی احمدی نژاد در همین دانشگاه لغو شد و چه زمانی که موضوع سخنرانی احمدی نژاد بحث تکراری هولوکاست انتخاب شد ،و چه زمانی که خبرها حکایت از فشارها بر رئیس دانشگاه کلمبیا می کرد تا مانع از سخنرانی احمدی نژاد شود و اصرار رئیس دانشگاه کلمبیا بر برگزاری و اصرار مسئولین شهری بر عدم برگزاری سخنرانی احمدی نژاد  این شائبه را به وجود آورد که در این سخنرانی جو به نفع احمدی نژاد خواهد بود.
شاید احمدی نژاد با رصد اوضاع پیش از سخنرانی در ذهن می پروراند که پس از سخنرانی دکترای افتخاری دانشگاه کلمبیا به او تقدیم خواهد شد،اما زهی خیال باطل...
جو امروز را احمدی نژاد پیش از این نیز در پلی تکنیک و در میان هیاهوی دانشجویان و آن گاه که نشست و نمایش دموکراسی اجرا کرد تجربه کرده بود، ولی امروز احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا قربانی نمایش دموکراسی شد.
 گویی که جو و محیط روشنفکری و سخنرانی در دانشگاه به احمدی نژاد نیامده و سر سازش ندارد....چه قدر دلم میخواست امروز احمدی نژاد دوباره از جورج بوش نخواهد که حاضر است به مناظره با او بنشیند اما دوباره گفت و دوباره با واکنش منفی روبرو شد... چه قدر دلم می خواست امروز احمدی نژاد به جای نیویورک در یک سفر استانی بود... چه قدر دلم می خواست امروز احمدی نژاد به جای دانشگاه کلمبیا در دانشگاهی در ونزوئلا سخن می گفت...چه قدر دلم می خواست احمدی نژاد تفاوت و اهمیت این سفر را با سفرهای استانی و نطق های سفر های استانی تشخیص دهد ... چه قدر دلم می خواست احمدی نژاد امروز احمدی نژاد همیشه نباشد چون امروز روز متفاوتی بود نماینده ای حقوقی از طرف ملت ایران قرار بود بایستد و با جامعه ای روشنفکر از غرب به گفتگو بنشیند...اما...
چرا در شرایطی که بحث هولوکاست روز به روز رنگ می باخت ایالات متحده به رئیس جمهور ایران فرصت می دهد تا در مرزهای خود از هولوکاست و علیه اسرائیل ایالت پنجاه و یکم آمریکا موضع بگیرد آمریکایی ها امروز در دانشگاه کلمبیا شو دموکراسی برگزار کردند و بهترین امتیاز را احمدی نژاد با زنده کردن دوباره بحث هولوکاست به آن ها داد؟؟
امروز قضیه فرق می کرد...امروز همه ی ما زیر سوال رفتیم...
یادم به اولین سخنرانی خاتمی در مجمع عمومی سازمان ملل افتاد آن جا که کلینتون و آلبرایت برنامه روزانه خود را رها کردند و به پای صحبت رئیس جمهور ایران نشستند،یادم به 2سال گذشته و سفرهای پیشین احمدی نژاد به نیویورک افتاد آن جا که نمایندگان آمریکا و چند کشور دیگر درزمان سخنرانی احمدی نژاد سالن کنفرانس را ترک کردند یادم به نطق خاتمی در سال 76در سازمان ملل افتادآن جا که گفت از سرزمینی آمده ام با 2500سال تمدن و سابقه و چه زیبا و استادانه به همه حاضران در اجلاس فخر فروخت،که من ایرانی ام و مسلمان آن جا که از زندگی،صلح ،آزادی و گفتگوی تمدن ها گفت.


لينک  | نوشته شده در  ساعت 2:51  توسط محمد علی مختاری  | 


برای شرق |

 

شهریور پارسال درست قریب به چند ماهی مانده به انتخابات که اصلاح طلبان را بر آن داشته بود تا با لیستی واحد پا به عرصه انتخابات بگذارند اصلی ترین و تأثیرگذارترین رسانه و پل ارتباطی اصلاح طلبان با جامعه،که به پایگاه نخبگان منتقدِ دولت تبدیل شده بود به محاق توقیف رفت و فروردین امسال بود که به قول مسعود رهبری به مدد ائتلاف هاشمیین آفتاب شرق دوباره طلوع کرد.

حالا دوباره همان قصه تکرار شده انتخابات مجلس نزدیک است و رقیب نیک می داند،بود و وجود شرق چه خطر بزرگی است برای واگذاری دوباره میدان به اصلاح طلبان پس دوباره درنگ را جایز ندانسته و دست به کار شد و از طریق هیئت نظارت بر مطبوعات چون پارسال شرق را به توقیف منتهی کرد، تا حتی شرق هشت ماه پیش از انتخابات هم نباشد تا زمینه عرض اندام اصلاح طلبان از اکنون آغاز شود چرا که پیش از این شرق امتحانش را در انتخابات ریاست جمهوری پس داده بود در آن جا بود که شرق طیف نخبه و منزوی حاشیه رانده شده جامعه را به صحنه کشاند و چه زیبا توانست از هاشمی رفسنجانی اصلاح طلب بسازد و مصطفی معین را به عنوان آخرین ظرفیت جمهوری اسلامی معرفی کند.

گناه دیگر شرق اما نقد علمی دولت بود جمع این دو کافی بود تا محافظ کاران نتیجه مطلوب را در اسفند ماه به چشم نبینند ادبیات شرق ادبیاتی بود که جای هیچ چانه و چرایی نداشت ذکر گزارش از درآمدهای نفتی کشور و ویژه نامه دو سالگی دولت نهم که یک شماره پیش از توقیف منتشر شد همگی گویای انتقال دغدغه های نخبگان  به جامعه بود و آنان که چون همیشه  ادبیات شفاهی و غیر مستند بر مبنای مصلحت  را سرلوحه کار خود داشته اند چاره ای ندیدند جز پاک کردن صورت مسئله به جای حل مسئله.
شرق سه باره توقیف شد مهم نیست و نبود که به خاطر کدام مصاحبه، گزارش،مقاله مهم نیست یا نبود که عمدی در کار بوده یا نبوده، مهم نیست و نبود که شرق در تاریخ روزنامه نگاری ایران بی نظیر بود مسئله این است که شرق دگر نباشد.

 امروز سایت بازتاب،انتخاب،خبرگزاری ایلنا،روزنامه هم میهن و شرق -- فردا کدام سایت کدام روزنامه کدام دانشجو کدام روشنفکر؟!!*********************************

 


لينک  | نوشته شده در  ساعت 0:15  توسط محمد علی مختاری  | 


رسالت دولت های آینده |

 

سازمان امور و اداری و استخدامی کشوری به موجب ماده 3 قانون استخدام کشوری در سال 1345 آغاز به کار کرد پس از آن در سال 1351سازمان برنامه و بودجه به موجب ماده 4 قانون برنامه و بودجه  1351 تاسیس شد تا پیش از انقلاب این دو سازمان زیر نظر نخست وزیری فعالیت داشتند با پیروزی انقلاب اسلامی این دو بازوی فکری و اجرایی کشور وابسته به نخست وزیری ماندند تا این که با اصلاح قانون اساسی در سال ۶۸و حذف مقام نخست وزیری از قانون اساسی مسئولیت امور اداری و استخدامی و هم چنین بودجه ای کشور به موجب اصل 126 قانون اساسی به عهده ریس جمهور واگذار شد بر این اساس سازمان های  امور اداری و استخدامی و  سازمان برنامه و بودجه به حیات خود ادامه دادند تا این که  در زمان ریاست جمهوری خاتمی این دو سازمان ادغام شدند و به تبع آن سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور متولد شد.زمستان گذشته بود که زمزمه های ادغام این سازمان به معاونت های ریاست جمهوری شنیده شد و حتی کارگروهی برای تجزیه و تحلیل این مهم از سوی رئیس جمهور تشکیل شد که البته نظریات این کارگروه هیچ گاه علنی نشد تا کارشناسی بودن تصمیم دولت بر مردم و نخبگان اشکار شود.  سرانجام سازمان مدیریت و برنامه ریزی به معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری تبدیل شد.و بنابر اخبار ظاهرا همین معاونت عهده دار تهیه و تنظیم بودجه کشور است ( با وجود سازمان مدیریت و برنامه ریزی بودجه سال 86 با تاخیر قابل ملاحظه ای به مجلس رسید حال با توجه به انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی، بودجه سال 87 چه زمانی به مجلس خواهد رسید الله اعلم؟؟)

با ظهور دولت احمدی نژاد در ساختار کلان کشور تغییراتی به وجود آمد که هر کدام به نوبت خود بحث ها در بر داشت تصمیماتی که بعضا چنان می نمود که نه از سر کارشناسی که  بیشتر از سر شتاب زدگی است که آخرین آن  تیر خلاص احمدی نژاد بر سازمان مدیریت برنامه ریزی «سابق» بود. سازمانی که قریب به 50 سال عهده دار امور برنامه ریزی و استخدامی کشور بود در حد معاونت ریاست جمهوری تقلیل یافت تا معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری، فصل جدیدی باشد از تصمیمات خلق الساعه رئیس جمهور.

این تصمیمات و ایجاد خلل در ساختار های متعارف و تثبیت شده هم چون سازمان مدیریت و برنامه ریزی، نهادی که عهده دار برنامه ریزی و تدوین سیاست گذاری کشور است صرف نظر از هزینه های غیر قابل جبرانی که دولت و ملت در آینده می بایست بپردازند باعث خلل در حسن انجام کارها می شود آن هم در گیر و دار بوروکراسی ایرانی که چون کلافی سر در گم گوشه و کنار نهادها و سازمان های دولتی تنیده شده.

مطمئنا دولت های آتی که پس از پایان کار دولت فخیمه آقای احمدی نژاد روی کار خواهند آمد وقت و هزینه زیادی را می بایست صرف لایحه نویسی و یا صدور آئین نامه های جدید برای بازگشت به گذشته و سامان دادن به تغییرات خلق الساعه دولت نهم کنند.پس پیش بینی این که دولتی که پس از دولت احمدی نژاد می آید چه وظایف و رسالت هایی دارد کار سختی نیست که از جمله آنان:

-احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور.
-ساماندهی و اصلاح نظام سهمیه بندی بنزین.
-تنظیم و تغییر ساعت کشور بر مبنای فصل .
-اصلاح و علمی نمودن فرمول محاسبه نرخ تورم.
-عقلایی نمودن و تعیین نرخ سود بانکی بر اساس نرخ تورم.
-ضابطه مند نمودن اعطای تسهیلات به مردم (اعطای وام 18 میلیون تومانی خرید مسکن که منجر به افزایش ناگهانی قیمت مسکن شد.)

و... منهای سیاست خارجی دولت


لينک  | نوشته شده در  ساعت 17:9  توسط محمد علی مختاری  | 


اسطوره بمان سید |

 

این روزها زمزهه هایی شنیده می شود مبنی بر حضور و بازگشت مجدد سید محمد خاتمی به قدرت چنان  که او خود این احتمالات را سیاستمدارانه و با ایهام تکذیب می کند،برخی رسانه ای از او دعوت می کنند و سید محمد علی ابطحی از معتمدین و نزدیکان او احتمال حضور او را منتفی نمی داند.کلام ها بیش از آن که نیامدن خاتمی را افاده کنند،خبر از بازگشت و آمدن دوباره او به قدرت را می دهد.
خاتمی هشت سال ریس جمهور ایران بود علی رغم تمام کارهایی که می بایست می کرد و نکرد،و حرف هایی را که می بایست می گفت،نگفت عملکرد او اما آن قدر رضایت بخش بود که تاریخ نام او را به عنوان خدمتگزاری صادق در خود ثبت کند که او نه یک ریس جمهور که اسطوره ای باشد برای نسل و مردمی که به آنان انگیزه و بها داد.

            

قریب به سه سال از کنار رفتن خاتمی از قدرت می گذرد او عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام را نپذیرفت و به رسم سیاستمداران حرفه ای دو نهاد مدنی بنیان نهاد یکی بنیاد باران و دیگری بنیاد بین المللی گفتگوی تمدن ها که دومی موجب شد که او در قامت دیپلمات غیر رسمی جمهوری اسلامی ایران راهی کشورها شود تا هم نمادی باشد از روشنفکری دینی در برابر بنیادگرایی رایج اسلامی و هم سفیری صلح طلب از کشوری که تریبون های رسمی اش هولوکاست را افسانه می خواند.
خاتمی باید مدنی بماند چرا که اصولا ردای مدنی امروز بر او بسیار برازنده تر می نماید خاتمی امروز می بایست بازیگردان باشد و نه بازیگر.

قاعده نانوشته دموکراسی می گوید:برو و بازنگرد اگر چه محبوب ترین رهبر دنیا باشی؛خاتمی باید اسطوره بماند بازگشت او آن هم در شرایطی که رقیب شرم را خورده و حیا را قی کرده آینده مبهمی را برای خاتمی تصویر می کشد،آینده ای که شاید با قرار گرفتن در برابر رقبایی عوام فریب سرانجامی خاکستری را برای او طرح زند.


لينک  | نوشته شده در  ساعت 23:42  توسط محمد علی مختاری  | 


پلی برای حکمرانی بهتر |

 

یکی از عواملی که موجب شده دولت نهم در حوزه های کلان سیاسی،اقتصادی و فرهنگی تصمیمات غیر منتظره ای بگیرد شاید بتوان آن را بیگانه بودن ریس دولت نهم با علوم انسانی دانست چرا که اصولا عرصه حکومت و قدرت عرصه آنانی است که علوم انسانی را آموخته باشند آموختن نه به معنای آن که خوانده باشند یا بر سر کلاس های درس رفته باشند.

 دولت نهم در رأس خود دکتری را می بیند که تخصص او نه حقوق و علوم سیاسی و نه فلسفه و جامعه شناسی بلکه ترافیک شهری است من که نمی دانم ترافیک شهری چه جور رشته ای است و حقیقتا تا پیش از این که احمدی نژاد را بشناسم نام این رشته را هم نشنیده بودم باور کنید در صدد این نیستم که بخواهم این رشته را زیر سوال ببرم و بر ارزش علمی آن بکاهم.

 

آن چه مقصود من است اینکه احمدی نژاد جز استانداری اردبیل تجربه سیاسی دیگری نداشته و بیشتر در حوزه عمرانی مشغول خدمت به ملت بوده و همین دلیل کافی است برای این مدعا که ریاست جمهوری پست و عنوانی سیاسی است و کسی می بایست بر این کرسی تکیه زند که یا آن را به صورت آکادمیک از سر گذرانده و یا این که هم چون مرحوم مهندس بازرگان با مطالعه و تجربه آن را کسب نموده باشد.مطمئنا اگر کسی واجد یکی از این دو شرایط باشد  حزب و تحزب گرایی را امر بیهوده ای نمی خواند ، و یا خطاب به دنیا فریاد بر نمی آورد که اگر دلتان خوش می شود هزار قطعنامه دیگر علیه ما صادر کنید و...

 

روسای جمهور پیشین نیز با این که در ردای روحانیت بودند و مطمئنا آداب حکومت داری مدرن را در در حوزه های علمیه نیاموخته بودند  اما با مفاهیم حکومت،قدرت و ساختار بین المللی و رژیم بین المللی هر چند در مفهوم کلاسیک آشنا بودند البته استثنا کنید سید محمد خاتمی را که نیازی به معرفی ندارد و با نگاهی هر چند کوتاه به تالیفاتش می توان پی به اندیشه های مدرن او برد– اکبر هاشمی رفسنجانی ریس جمهور دیگری بود که هر چند تحصیلات خود را در حوزه های علمیه به پایان برده اما دور از انصاف است اگر بگوییم با سیاست مدرن بیگانه است، انگار که او  را ذاتا برای این به دنیا آورده اند که حکومت کند و در رأس باشد هر چند که از اسب افتاده باشد، او نیاز به هیچ جزوه و کتابی ندارد خودش به تنهایی کتاب و جزوه ای است زنده برای همه سیاستمداران به یاد نبریم که دروس دینی و مدارس دینی خود نیز جزیی از علوم انسانی اند و همین اساس علوم انسانی بودن حوزه های علمیه بوده که خاتمی را خاتمی کرده و مصباح را مصباح. مطمئنا آیت الله خامنه ای ،علی اکبر  هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی در حوزه های علمیه ادبیات سیاسی را نیاموخته اند آنان با نیم نگاهی مدرن که به زعم خود مردم سالاری دینی است     می نگرند مرام آنان مرامی است که دموکراسی غربی اش تبدیل به مردمسالاری شده و با پسوند دین تطهیر شده تا شیوه جدیدی از حکومت باشد که در آن اسلام به عنوان مکتبی الهی با دموکراسی که ریشه ای غیر اسلامی و دینی دارد پیوند می خورد بی شک اگر نگاه آنان محدود به حوزه های علمیه بود هیچ گاه نام مردمسالاری دینی را به زبان نمی آوردند.

 

به یاد بیاورید نامداران و تأثیر گذاران جهان را در عصری که ما زندگی می کنیم کاسترو حقوقدان- گاندی حقوقدان- نلسون ماندلا حقوقدان - مرحوم مصدق حقوقدان

در دوران ما کمتر سیاستمداری را می توان در تاریخ سراغ گرفت که سر از رشته های غیر علوم انسانی در آورده و نامش در تاریخ مانده بعضی وقت ها از خودم می پرسم اگر مصدق آشنا به حقوق و حقوق بین الملل نبود باز هم می توانست نفت ایران را ملی کند؟؟می توانست آن چنان در لاهه و شورای امنیت از حیثیت ایرانیان دفاع کند؟؟درست همین جاست که ارزش و اعتبار آشنایی با علوم انسانی، آشنایی نه به معنای دیدن و شنیدن بلکه به معنای بلد بودن و به کار بستن آن برایم  روشن       می شود.

 

کسی که با حوزه علوم انسانی در ارتباط است و در ساختار قدرت است می داند که چه چیزی را چگونه بگوید تا بازخورد مثبتی در داخل و خارج داشته باشد چرا که با علم جامعه شناسی آشناست، می داند که اهداف خود را چگونه مدون و مکتوب کند چون علم حقوق برایش غریبه نیست ،می داند که چگونه این ها را اجرا کند چون با تاریخ آشناست و تاریخ به او رفتار، کردار و گفتار را به او آموخته، تاریخ به او آموخته که فقط امروز را نبینی می بایست نیم نگاهی هم به فردا افکنی و مهم تر از این ها می داند چگونه باید حکمرانی کند چون با فلسفه سیاسی و علوم سیاسی آشناست.

 

اما از نگاه او که نیم نگاهی به علوم انسانی نداشته،علوم انسانی چیزی نیست جز محفوظات چیزی نیست جز سیاه نمودن کاغذها اما دریغ غافل اندکه همین نوشته ها و همین سیاه نمودن کاغها هستند که تاریخ را ثبت می کنند و می نگارند. از دل  همین نوشته ها بودند که هابز،منتسکیو، روسو و میل از دموکراسی و تحزب گفتند از دل همین ها بود که تفکیک قوا آمد حقوق موضوعه و قانون آمد و آزادی را و آزاد زیستن را که از دیر باز آرمان و آرزوی او بود برای بشر امروزی در 30 ماده کوتاه و گویا به ارمغان آورده همان  که بر آن نام نهاده اند«منشور حقوق بشر»- و همه این ها دست به دست هم داد تا نظامی و رژیمی جدید تعریف شود به نام حقوق بین الملل آن که با علوم انسانی آشناست این مفاهیم برایش بیگانه نیست احساس می کند این ها جزیی از سرشت بشر شده اند.

نمی گویم آن ها که خارج از گستره علوم انسانی به تحصیل یا به کار مشغول اند عمرشان را تباه و تلف کرده اند نمی گویم آنان که دانش آموخته غیر از علوم انسانی هستند ول معطل اند و هیچ گاه نمی بایست انتخاب شوند و به مدارج عالی حکومت داری رسند سخن این است آن هایی که از غیر از حوزه علوم انسانی به حکومت داری رسیدند و نامشان برای ملتشان و تاریخ یادگار ماند کسانی بودند که نیم نگاهی به علوم انسانی داشتند آن ها از علوم انسانی خواسته یا نا خواسته عبور کرده اند تا بدانجا رسیدند که نامشان در تاریخ بماند...

 

علوم انسانی به مثابه پلی است برای حکمرانی بهتر چرا که حکمران خوب آن است  که به نیارهای مردم خود به درستی پاسخ گوید  لازمه این نیاز سنجی  شناسایی مردم زمان خویش است و این شناسایی میسر نمی شود مگر آن که علوم انسانی را باور داشت و آن را فهمید و به بهترین شکل به کار بست.


لينک  | نوشته شده در  ساعت 15:27  توسط محمد علی مختاری  | 


ستاره کم سو |

 

دولت نهم از آغاز تولد خود در 3تیرماه 84 تا به حال بدون شک این روزهای اخیر را به سختی پشت سرگذاشته روز به روز منتقدان دولت از جبهه محافظ کاران افزوده می شود و تقریبا کمتر روزی بوده که به شایعه یا به واقعیت خبر استیضاح یکی از مردان دولت احمدی نژاد بر روی خروجی خبرگزاری ها قرار نگیرد.

 

از سوی دیگر گرانی غیر قابل توجیه اقلام مورد نیاز مردم مانند گوجه فرنگی ،تخم مرغ و...و به مضحکه قرار دادن یا انکار گرانی ها توسط  ریس دولت و اعضای هیئت دولت عواملی بوده که موجب افزایش شمار منتقدان دولت احمدی نژاد در میان توده مردم شده.

 

علاوه بر این قرار گرفتن فیلم نظاره ریس سازمان میراث فرهنگی بر رقص ترک ها بر روی اینترنت و شکایت مشایی ریس سازمان گردشگری از دو نماینده مجلس در این خصوص و هم چنین تاخیر در تقدیم لایحه بودجه  86 به مجلس  از عواملی است که منتقدین دولت در مجلس را واداشته تا اقدامات جدی تری در قبال دولت نهم داشته باشند ،اقدامی که نماد آن زمزمه تاسیس فراکسیون جدیدی که انشعابی است از فراکسیون اصولگرایان(محافظ کاران).این اقدام علاوه بر این که اقدام غیر منتظره و عجیبی است خود گویای خشم محافظ کاران جوانی است که هر چند محافظ کارند اما در دکترین اصولگرایی آنان «مصلحت» و «مصلحت گرایی» جایگاهی ندارد.با اطمینان از انشعاب می گویند و بی پرده از دولت احمدی نژاد انتقاد می کنند.

 

اکنون محافظ کاران خود علیه خود کابینه سایه به راه انداخته اند افروغ و ابوطالب وزیر سایه فرهنگ اند،خوش چهره وزیر سایه اقتصاد و....

صدا و سیما نیز در این بین ساکت ننشسته هر چند که یکی به نعل می کوبد و یکی به میخ اما به نظر می رسد میخ را محکم تر می کوبد.حضور احمدی نژاد در گفتگوی ویژه خبری و سوالات صریح و انتقادی مجریان صداو سیما از ریس جمهور خود گویای انان است فکر می کنم اگر هر روزنامه اصلاح طلبی هم بنای گفتگو با احمدی نژاد باز کند کمتر از این پرسش ها از او نمی پرسد.

 

نام هاشمی شاهرودی ریس قوه قضاییه را نیز می بایست به جبهه منتقدان دولت نهم  افزود او نیز نسبت به کاهش بودجه دستگاه قضا صراحتا نسبت به دولت نهم موضع گرفت.هر چند این اولین موضع گیری هاشمی شاهرودی علیه دولت نهم نبود اما از این جهت حائز اهمیت است که این موضع گیری برای اولین صریح و بی پرده بود.

قرائن حکایت از افول ستاره اقبال دولت نهم می کند ستاره ای که در عین ناباوری درخشید اکنون «کم سو» شده.

 

محافظ کارانی که می خواستند نفت را بر سر سفره ها بیاورند حالا موجب آن شده اند که گوجه فرنگی و تخم مرغ و ...از سر سفره های قشر متوسط به پایین مردم حذف شود.

اکنون در ساختار یکپارچه و یکدست قدرت محافظ کاران هر کدام ساز خود را می زنند.3لیست برای یک انتخابات می دهند،فراکسیون اکثریت آنان در مجلس میل به انشعاب گرفته و فریاد جدایی سر می دهد.شاید پیش گویی مهدی چمران درست از آب در آمده باشد آن جا که گفت «اگر اصولگرایان ائتلاف نکنند خدا به سرشان می زند»


لينک  | نوشته شده در  ساعت 16:17  توسط محمد علی مختاری  | 


کپی برابر اصل است |

 

دیر زمانی نمی گذرد از آن گاه که محافظ کاران توانستند به یمن عدم شرکت مردم در آزاد ترین انتخابات تاریخ جمهوری اسلامی ایران، شوراهای شهر ایران را تصاحب کنند،آن انتخابات علاوه بر اینکه سبب خیری شد برای آنان تا فاتح مجلس هفتم و انتخابات ریاست جمهوری شوند،دستاورد بزرگ دیگری نیز برای آنان داشت که کمتر از پیروزی در یک انتخابات ملی نبود، محافظ کاران از آن جا تغییر نام دادند و خود را اصولگرا نامیدند.

اکنون اصولگرابه واژه ای نسبتا رایج در ادبیات سیاسی ایران مبدل شده،محافظ کاران هم آنانی که مخالف هر گونه تغییر در لایه های اجتماعی جامعه بودند، هم آنانی که موافق ترین موافق تثبیت روند موجودند، هم آنانی که کند ترین آهنگ تطبیق با جامعه بین الملل را داشته و دارند، هم آنانی که در عمل و گفتار حامی سنت و ناقد مدرنیته اند حالا خود را اصولگرا نامیده اند اما کپی برابر اصل است و بین اصولگرایی و محافظ کاری فرقی نیست و نسبت این دو به یک دیگر نسبت تساوی است.

 اصولگرایی ابتدا انشعاب رادیکالی بود از محافظ کاری که با گذشت زمان طیف معتدل راست نیز آن را زیبنده خود دید و ترجیح داد به جای آنکه محافظ کار خطاب شوند اصولگرا خطاب شوند تا جنبه محافظه کاری و ویژگی های نچسب محافظ کاری را بر خود نبینند.

اما زهی خیال باطل...

آنان به واقع محافظ کارند و این را به خوبی ثابت نموده اند که تفاوتی میان اصولگرایی و محافظ کاری نیست فقط اینکه اصولگرایی در نزد عقلا و عوام  واژه ای پسندیده تر و موجح تر از محافظ کاری است.

انان با شوراهای شهر دوم خود را اصولگرا نامیدند تا با انحرافی که در اذهان ایجاد می کنند به زعم خود شکل مقبولانه ای از خود نزد، عوام ترسیم کنند شکلی که در عین سنتی بودن و در عین تأیید و تثبیت نمودن و حفظ روند موجود،نگاهی نقادانه و زبانی تیز دارد.نگاهی که نه بر خواسته از رادیکالیسم و چپ (به معنای رایج آن)،بلکه نگاه نقادانه یک محافظ کار به روند موجود است. نگاهی که، بیش از اینکه گامی به پیش باشد گامی به پس است .

 اکنون آنان پس از 4سال از تبدیل عنوانشان از محافظ کار به اصولگرا، شاد و سر مَستَند از این تغییر نام و یا به گمان خود از این تغییر ماهیت ما نیز گاهی آنان را خواسته یا نخواسته با همین نام خطاب نمودیم،اما آنان به واقع محافظ کارند.

شاید اینقدر در این 4سال این عنوان بر آنان خوش آمده باشد که دگر فکر کردن به محافظ کاری برایشان رویا باشد.اما واقعیت این است که آنان هنوز محافظ کارند،بیایید دوباره آنان را با ماهیت اصلی شان که همان محافظ کار و محافظ کاری است خطاب کنیم ؛هم چنان که:

هرکسی کاو دور ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار  وصل خویش


لينک  | نوشته شده در  ساعت 22:19  توسط محمد علی مختاری  | 


هر چیز به جای خود نیکوست |

 

 چندی پیش نام نویسی از کاندیداهای انتخابات شوراهای شهر وروستا به پایان رسید، صرف نظر از اصلاح طلب یا محافظ کار بودن کاندیداها ویژگی بارز اکثر آنانی که نامزد انتخابات شوراها شده اند رنگ و بوی سیاسی آنان است تا جایی که این شبهه به وجود آمده که اصولا شوراها نهادهایی سیاسی هستند یا مدنی ؟برابراصل یکصدم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران« براى پيشبرد سريع برنامه‌هاى اجتماعى، اقتصادى، عمرانى، بهداشتى، فرهنگى، آموزشى و ساير امور رفاهى از طريق همكارى مردم با توجه به مقتضيات محلى ادارهء امور هر روستا، بخش، شهر، شهرستان يا استان با نظارت شورائى بنام شوراى ده، بخش، شهر، شهرستان يا استان صورت مى‌گيرد كه اعضاى آن را مردم همان محل انتخاب ميكنند. شرايط انتخاب‌كنندگان و انتخاب‌شوندگان و حدود وظائف و اختيارات و نحوهء انتخاب و نظارت شوراهاى مذكور و سلسله مراتب آنها را كه بايد با رعايت اصول وحدت ملى و تماميت ارضى و نظام جمهورى اسلامى و تابعيت حكومت مركزى باشد، قانون معين مى‌كند»آنچه که از مفهوم این ماده از قانون اساسی ضمنا به ذهن تبادر می کند آن است که قانون گذار بر آن بوده تا از سیاسی شدن شورا های شهر و روستا بپرهیزد و در واقع آن ها را به سان نهادهایی صنفی و مردمی تعریف کندکه بر آن است تا مطالبات غیر سیاسی مردم را طلب کنند تاکید قانون گذار تا این حد است که حتی نظارت بر انتخابات شوراها را هم چون انتخابات ریاست جمهوری،مجلس و خبرگان به عهده شورای نگهبان نگذارده و در واقع تکلیف را به آینده موکول کرده(هم اکنون بر اساس قانون مجلس شورای اسلامی ناظر بر انتخابات شورا ها است).

مشکلی که گریبانگیربیشترحکومت های در حال گذار است سیاسی شدن تمام امور اعم از اجتماعی فرهنگی هنری و... یا به زبان بهتر تمام مسایل را با عینک سیاسی دیدن است که آن هم دلیلی ندارد جز بسته بودن فضای سیاسی حاکم بر این گونه کشورها، متاسفانه ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده و همین مسئله موجب شده اهالی  سیاست نیز بی درنگ برای کاندیدا شدن در انتخابات شوراها پیشگام شوند صرف نظر از اینکه این مهم کاری است بس تخصصی و نیاز مبرم به آشنایی با علوم شهر سازی ،معماری و عمران از ضروریات آن است گویی که صرفا برای گروهی بازگشت دوباره به قدرت وبرای گروه دیگر حفظ و تثبیت قدرت مهم است.

از اصلاح طلبان که همواره داعیه و دغدغه حمایت از نهادهای مدنی دارند این انتظار می رفت که با توجه به تجربه بیشتر آنان در فعالیت های مدنی از شخصیت های صرفا سیاسی جهت کاندیداتوری در انتخابات بهره نبرند و امور را حداقل به سیاسیون آشنا به امور شهری دهند.تا با اتکای به چنین توان تخصص و تجربه ای با پرداخت هزینه ای کمتر لا اقل فرصت حضور در انتخابات و بهانه رد صلاحیت شدن را از رقیب بگیرند.سیاسی شدن شوراها تجربه ای است تکرار شده تجربه ای که گریبان اولین شورای شهر تهران را گرفت و منجر به انحلال آن شد.

 

 لازم به توضیح است نگارنده این سطور انتخاب شدن و انتخاب کردن را از حقوق اساسی افراد می داند.اما گفته اند و می گویم:هر چیز به جای خود نیکوست


لينک  | نوشته شده در  ساعت 0:4  توسط محمد علی مختاری  | 


تک روی کافی است |

 

«به نظر بنده آزادي در کشور ما همواره از دو سو ضربه خورده است. از يک طرف طالبان استبداد و اختناق موجب تحديد آزادي شده اند و فضا را با سوء استفاده از برخي مسائل بسته اند و از سوي ديگر کساني که حرمت آزادي را رعايت نکرده و احساسات ديني جريحه دار و بعضا عفت عمومي را مخدوش کرده اند، به دست مخالفان آزادي بهانه داده اند تا همه ي مطبوعات و اهل قلم را با يک چوب برانند و موجب بسته شدن فضا شوند.»

آنچه که در پی آمد مصاحبه شیخ مهدی کروبی الیگودرزی با نشریه بهار زنجان است شیخ در این مصاحبه ضمناً تکروی های دو جریان بنیاد گرا و لیبرال را باعث بسته شدن فضا و تحدید آزادی دانسته اند شیخ خوب می داند که ویژگی هر دو جریانی که ذکر کرده اند تک روی و خود خواهی است اما غافل از این هستند که خود ظاهرا اکنون طریق تک روی را در پی گرفته اند به همین جهت  پس از گذشت 3 سال از عمر مجلس ششم به  بیان نا گفته های خود از طرح قانون اصلاح مطبوعات در مجلس ششم می گویند و انتقاداتی را به فراکسیون مشارکت  مجلس ششم می کنند جای بسی سوال است که آقای کروبی که در طی عمر بیست وچند ساله چپ سنتی منشا تاثیرات فراوانی در این جریان بوده اند چرا به یکباره این چنین هوای تک روی به سر می زنند و این چنین به اختلافات گذشته بی جهت دامن می زنند خود را از تبار اصلاح طلبان می نامند اما از ائتلاف با اصلاح طلبان پرهیز می کنند حزب تشکیل می دهند اما صراحتا اعلام می کند که در انتخابات شرکت نمی کنند...

شیخ مهدی کروبی به دنبال چیست؟!آیا بر آن شده تا پس از 28 سال از انقلاب اسلامی خود را جریان سومی بنامد و شخصیت مستقلی جدای از اصلاح طلبان و محافظ کاران برای خود تعریف کند؟هر چند عدم وجود ایدئولوژی لازم برای تبدیل شدن به جریان سوم در مجموعه تحت رهبری کروبی احتمال تشکیل جریان سوم را از سوی او به بعید نزدیک می کند اما به واقع به نظر می آید شیخ بر دوراهی مانده، شیخ اکنون باید انتخاب کند اصلاح طلبی را و یا جریان سوم بودن را شیخ می بایست تکلیف خود را با اصلاح طلبان مشخص کند چون به واقع قابل قبول نیست که مرام اصلاح طلبی داشت اما حاضر به ائتلاف با دیگر اصلاح طلبان نشد در حالی که به یاد نبرده ایم که اصلاحات درانتخابات نهم ریاست جمهوری بیش از آنکه از رقیب شکست خورد از خود خواهی ها وعدم اجماع شکست خورد...

اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند ائتلاف برای برون رفت از وضعیت موجودیم سایر گروههای اصلاح طلب نیز بدین نکته اتفاق نظر دارند و با وجود اختلافات درونی ندای یکپارچگی و اتحاد سر می دهند.

پس چون همیشه گذشته را تکرا نکنیم گذشته را می بایست چراغ راه آینده نمود.


لينک  | نوشته شده در  ساعت 14:55  توسط محمد علی مختاری  | 


نقدی بر اتحاد و ائتلاف اصلاح طلبان |

 

اصلاح طلبان ایرانی (1)این روزها تمام تمرکز خود را بر دو انتخابات خبرگان و شوراهای شهرکه در آبان واسفند آینده برگزار می شود نهاده اند تا هم چون محافظ کاران که بازگشت به قدرت را 4 سال پیش با انتخابات شوراها کلید زدند آنان نیز اکنون بتوانند از این راه گریزی دوباره به قدرت داشته باشند.

 چپ روان عرصه سیاست ایران همواره بر این باور بوده اند که پیش آهنگ حرکت های مدرن در سیاست پر فراز و نشیب ایران بوده اند البته این ادعا درست به نظر می رسد زیرا که چپ روی همیشه مترادف بوده با تحول و در تاریخ تنها محافظ کاران هستند که موافق ترین، موافقِ روند موجودند.

 اصلاح طلبان همیشه قواعد سیاست ورزی مدرن را در دستور کار خود داشته اند اما همیشه به آن تن نداده انداز آن جمله می توان به توجه ننمودن به مقوله ائتلاف در انتخابات پیشین یعنی روندی که آنان را مجبور نمود خواسته یا نا خواسته با 2یا شاید هم 3 کاندیدا وارد میدان شوند  در این مقال قصد آن ندارم که به ریشه یابی علل ضعف اصلاح طلبان  و ریشه یابی این موضوع که در آن مقطع خاص ائتلاف میان اصلاح طلبان ممکن بود یا نه بپردازم بلکه سخن اصلی این است که اصلاح طلبان اکنون می بایست گذشته را چراغ راه آینده کنند و اشتباه استراتژیژکی که در چند انتخابات اخیر بر آنها گذشت تکرار ننمایند.

اصلاح طلبان می بایست با تعریف عرصه های قدرت و هم چنین با توجه به دیدگاههای  مشترک و با تعریفی از ارکان سازنده رژیم (ج.ا.ا) هم چون ولایت فقیه، مجلس خبرگان ، مجلس شورای اسلامی، شوراهای شهر به تعریفی جدید از ائتلاف بپردازند تعریفی که بنابر آن انتخابات مجلس خبرگان به طیف سنتی و روحانی جناح چپ(مجمع روحانیون،مجمع مححقین ومدرسین حوزه علمیه قم و..) سپرده می شودچرا که مجلس خبرگان بر اساس قوانین موجود جایگاه تخصصی روحانیون در قدرت است (البته این بدان معنا نیست که نگارنده مخالف حضور غیر فقها و روحانیون در مجلس خبرگان باشد.)اما راجع به سایر انتخابات نیز می بایست چنین باشد که  روحانیت به جایگاه نظارتی خود  در مجلس خبرگان بسنده و عرصه را به غیر روحانیون بسپارد چرا که بنابه نظر حضرت امام(2) نیز جایگاه روحانیت جایگاه هدایت،نظارت وارشاد دولت است .

اصلاح طلبان امروز راهی ندارند جز تن دادن به ائتلاف با گروههای همسو در جبهه اصلاحات چرا که بنابه گفته دکتر حجاریان اگر می توان دایره شمول جبهه دموکراسی خواهی را از موتلفه تا مشارکت توسیع داد بی شک ائتلاف در جبهه اصلاحات نباید کار غیر ممکنی باشد ،اگر  حزب مشارکت می تواند با موتلفه بر سر یک میز مذاکره بنشیند و بیانیه مشترک صادر کند پس گفتگو با احزاب همسو و یا ائتلاف بر 30 اصلاح طلب برای انتخابات مجلس در تهران کار سختی نخواهد، اگر بهزاد نبوی و  حبیب عسکراولادی برای حکمیت در خانه احزاب به گفتگو می نشیینند پس گفتگوی نبوی و کروبی می بایست به مراتب آسان تر باشد چرا که هر دو 4سال عضو ثابت هیئت ریسه  مجلس اصلاح طلب بودند.

پی نوشتها:

1)منظور از اصلاح طلبان ایرانی در این مقال اعضای جبهه اصلاحات می باشد.

2)برای اطلاع بیشتر مراجعه کنید به مصاحبه های امام خمینی با خبرنگار  ان بی سی آمریکا 20/08/1357 _ مصاحبهبا لوژورنال فرانسه 7/9/1357_مصاحبه با مجله اکونومیست18/10/57_مصاحبه با لوموند19/10/57 و..


لينک  | نوشته شده در  ساعت 0:31  توسط محمد علی مختاری  | 


حق مسلم ما؟! |

 

 قبل از هر چیز از آقای دکتر معین که به حقیر منت نهاده بودند و در مطلب قبلی(از مکاتبه تا مصاحبه)نظر شان را بیان نموده بودند سپاسگزارم.

من هم قبول دارم "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" ولی کاش یکی پیدا می شد به می گفت غیر از انرژی  هسته ای  چه حقوق دیگری حقوق مسلم ماست و اصولا دستیابی به انرژی هسته ای با پرداخت هر هزینه ای در جامعه بین المللی باز هم حق مسلم ماست ؟!

 آیا ما حقوق مسلم دیگری نداریم ؟ حق آزاد زیستن ،حق آزاد اندیشدن، حق آزادیِ انتخاب ،حق آزادی عقیده و بیان ،حق آزاد دستیافتن به اخبار واطلاعات و حق آزادیِ آموزش و تحصیل و حق ...

شما چه می گویید؟

 


لينک  | نوشته شده در  ساعت 13:26  توسط محمد علی مختاری  | 


از مکاتبه تا مصاحبه |

 

دبیران کل احزاب مشارکت وموتلفه اسلامی دو حزب تاثیرگذار کشور که یکی برچسب چپ مدرن و دیگری راست سنتی  بر پیشانی خود دارد دیروز سرانجام پس از ردوبدل نامه های بسیار سرانجام تن به مذاکره رو در رو دادند ومصاحبه را بر  مکاتبه ترجیح دادند تا صرفنظر از گرایشهای سیاسی دو حزب پدیده مبارک گفتگو که به ابتکار حزب مشارکت باب شده بتواند فصل تازه ای از معادلات سیاسی در کشور بگشاید؛ فصل تازه نه به معنای ائتلاف و صلح و بستن پیمان اخوت میان گرایشهای اصلاح طلب و محافظه کار موجود بلکه به عنوان پدیده ای نوین در عرصه سیاست داخلی ایران.

نگاه دوم اما از آن منظر قابل بررسی است که دو گرایشی که همیشه رودرروی هم بوده اند و در سالهای اخیر بی پرواترین انتقادات را نسبت به یکدیگر روا داشته اند بر سر میز مذاکره می نشیند و حساس ترین مسائل سیاسی روز کشور را مورد بررسی قرار می دهند و این چه معنایی  می تواند داشته باشد جز اینکه هر دو گروه منافع خود را در خطر دیده اند:

 چپ های مدرن نگران  ادامه روند مو جود و از دست دادن دستاوردهای هشت ساله ای که پس از خرداد76به دست آورده اند و در آن سو راست های سنتی نگران از دست دادن موقعیت و جایگاه پدرانه و ریش سفیدی در میان گروههای همسوی خود می باشندچرا که  اسیر شرایط جدیدی شده اند که  حالا اصیل ترین و ریشه دارترین حزب محاظه کاران در دولت اسلامی اصولگرا جایی ندارد.وچه  می تواند نگران کننده تر از این باشد برای پدران، که فرزندان اینچنین از  آنان نا فر مانی می کنند.


لينک  | نوشته شده در  ساعت 23:7  توسط محمد علی مختاری  | 


یک سوال از آقای ریس جمهور |

 

بعضی وقتها به یاد دوران کودکیم می افتم و یاد می اورم گپ وگفت های بزرگترها  را وقتی همگی [فامیل] دور هم جمع می شدیم آن یکی از تورم و گرانی می گفت ودیگری از شهریه سنگین دانشگاه آن یکی فارغ التحصیل شده بود و در جستجوی کار، دیگری  می گفت و می نالید از بی عدالتی از تبعیض و...

و من، به یاد می آورم که در آن حال چنین می اندیشیدم  می بایست کاری کرد و من در همان هوای بچگیها با خود می گفتم که من می بایست ریس جمهور شوم و در آن گاه با صدور بخشنامه و آیین نامه تمامی قیمت ها را بشکنم ، با صدور بخشنامه ای دیگر تمام بیکارها را شاغل کنم و با تصویب قانون دیگری تمامی دانشگاهها را مکلف کنم که هیچ شهریه ای از دانشجویان نگیرند عیدها که می رفتیم پیش مامان بزرگ پیر زن حسابی کلافه بود از تغییر ساعت و حتی ساعتش را هم جلو نمی کشید و من در خیال خود در این اندیشه بودم تا وقتی ریس جمهور شدم عید ها را با تغییر ندادن ساعت به کام مامان بزرگ شیرین کنم ووو... وقتی از مهمانی باز میگشتیم در راه خیالات خود را برای بابا و مامان باز گو می کردم وآنها تنها با گفتن انشاالله و خنده ای در دل مرا بی پاسخ       نمی گذاشتند الان  سالها از آن خیالات گذشته و حالا حتی خودم هم به آن خیالات می خندم و امروز؛ امروز  ریس جمهوراز وزیر بازرگانی خواست تا قیمت ها را در تمام طول سال همچون نوروز ثابت نگهدارند و سوال من از اقای ریس جمهور این است:

آیا در ایام نوروز قیمت ها ثابت بود که حالا دستور می دهید قیمت ها تا اخر سال ثابت بماند؟

 


لينک  | نوشته شده در  ساعت 22:2  توسط محمد علی مختاری  | 


محافطه کاران علیه محافطه کاران |

 

1.بحث بودجه همیشه از آن بحث هایی بوده که مجلس ودولت را به نوعی روبروی هم قرار داده به طوریکه حتی به یاد نبرده ایم که در مجلس ششم نیز بر سر برداشت از حساب ذخیره ی ارزی میان مجلس و دولت اصلاح طلب اختلاف نظر وجود داشت اما در بودجه 85 اختلاف،مجلس ودولت محافظه کار ظاهراً از حد اختلاف نظر فراتر رفته، چرا که از سویی دولت اعلام نموده بودجه را به طور تخصصی ،کار شناسی وبرابر با اهداف دولت آباد گر تنظیم نموده و تلویحاً اظهار داشته که مجلس نباید دخالتی دربودجه پیشنهادی دولت نماید و از آن سو مجلس بودجه پیشنهادی دولت را احساسی ،آرمانگرایانه و غیر کا رشناسی می داند وبرهمین اساس بودجه پیشنهادی دولت را دستخوش تغییرات زیادی نموده که این مسئله نه تنها موجبات ناراحتی و رنجش خاطر دولتیان را دربر داشته ،بلکه حتی؛ نمایندگان حامی دولت نیز تغییرات بودجه 85 در کمیسیون تلفیق را بودجه ای موازی توصیف نموده اند.

2.بودجه 85 از دو نگاه بودجه ای متفاوت است ،ازنگاه اول که متوجه دولت است چنین بر می آید َِِّکه چنین بودجه ای در تاریخ جمهوری اسلامی ایران یعنی بر مبنای نفت 40 دلار و افزایش تقریباً دو برابری  نسبت به بودجه سال قبل بودجه 85را متفاوت از بودجه های پیشنهادی دولتهای پیشین نموده ؛ نگاه دوم اما معطوف به تغییرات شکلی وماهوی بی سابقه ای است که مجلسیان وکمیسیون تلفیق نسبت به بودجه85داشته اند چرا که آنان بودجه پیشنهادی دولت را مغایر با برنامه 4ساله توسعه و همانطور چشم انداز20ساله میدانند وبر همین مبنا تغیرات بنیادینی را در ساختار بودجه ایجاد نموده اند که از آن جمله می توان به تغییر قیمت نفت وکاهش اعتبارات عمرانی اشاره نمود.

3.نتیجه گیری آنکه از مقطع کنونی می توان با عنوان تعارض وتقابل محافظه کاران خردگرا(گرایش احمد توکلی)با محافظه کاران انقلابی (دولت آبادگر) یاد کرد.تقابلی که پیش از این در بحث رای اعتماد به کابینه تکرار شده بود دولت ومجلس پرده اول نمایش را از دیروز آغاز نموده اند شرایط موجود گویای آن است که پرده ی اصلی، دیدنی و دوم نمایش درمجمع تشخیص مصلحت نظام خواهد بود آنجا که شاید دوباره ما را به یاد تقابل دو یار آشنا خواهد انداخت و انها نیستند کسانی جز ریس جمهور و ریس مجمع تشخیص مصلحت نظام.


لينک  | نوشته شده در  ساعت 8:27  توسط محمد علی مختاری  |