تبليغاتX
Omidfarda :: اميد فردا ::

که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند |

 

امید سعیدی جان چندین بار به گفتار و نوشتار معترض شده که خسته شدم بس که آمدم این گورستان را دیدم...می خواستم مطلب دیگری را بگذارم که متأسفانه فرصت به تکمیل آن نشد،مع الوصف این شعر از حافظ عزیز را به امید سعیدی عزیز تقدیم می کنم...

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

     

چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

من ار چه در نظر یار خاکسار شدم

     

رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند

چو پرده دار به شمشیر می‌زند همه را

     

کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است

     

چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند

سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود

     

که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند

غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه

     

که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند

توانگرا دل درویش خود به دست آور

     

که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند

بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به زر

     

که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند

ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ

     

که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند


لينک  | نوشته شده در  ساعت 20:15  توسط محمد علی مختاری  | 


قطعه اي از بهشت در جهنم |

 

به اتفاق يكي از دوستان ديروز سري به يكي از شيرخوارگاههاي شيراز زديم...در حيات ورودي فضا آدم را مي گيرد صداي گريه و خنده ي نوزادان آميخته با هم مي آيد پنجره هاي اتاق هاي نوزادان با عكس هايي از شخصيت هاي كارتوني از حياط نيز قابل نظاره است...فضاي عجيب و آرامي است پاركينگ اتومبيل هاي كوچولو و...

كفش ها را در مي آوريم و دمپايي مخصوصي به پا مي كنيم...از سرپرست اجازه مي خواهيم تا بچه ها را ببينيم اما ايشان درخواست ما را براي ديدن كوچولوها نمي پذيرد و تأكيد مي كند به خاطر مشكلاتي كه پيش تر پيش آمده بچه ها در سراسر كشور ممنوع الملاقات شده اند...

بغض در گلويم نشسته اما نمي تركد... فضا به شدت من و دوستم را گرفته... بر گونه هاي دوستم اشك مي نشيند همين بهانه اي مي شود تا با مدير موسسه به صحبت بنشينيم.

    اولين سوال را من مي پرسم چند نفر تحت پوشش داريد؟؟و خانم سرپرست جواب مي دهد، 55نفر و بعد حس كنجكاوي ما بيش تر تحريك مي شود خانم سرپرست با حوصله و متانت تمام به سوالتمان پاسخ مي دهد گفتگوي ما از حالت رسمي خارج مي شود خانم سرپرست هم بغضش را مي تركاند....بعد به همان زبان خودماني ادامه مي دهد:

" قربون خدا برم... يك زن و شوهري مي يان اين جا و التماس مي كنند كه ما بچه دار نمي شيم و يكي از اين بچه ها را به ما بديد تا بزرگ كنيم بعد ادامه مي دهد كه بچه هايي اين جا هستند كه ما آن ها را از سطل هاي زباله در سطح شهر در آورده ايم..." وقتي اين را مي گويد دلم مي خواهد فرياد بزنم...

خانم سرپرست مهربان هم چنان ادامه مي دهد و از خاطراتش مي گويد... بچه ها تا زماني كه مستقل شوند پيش ما مي مانند پسرها تا 18 سال و دخترها تا زمان ازدواج مي گفت كه: بعضي از آن ها در همين جا ازدواج مي كنند و بعضي ديگر در خارج از اين جا(موسسه) ازدواج مي كنند از موفقيت هاي بچه ها اشاره به اين داشت كه بعضي از آن ها در خارج از كشور مشغول ادامه تحصيل مي باشند؛موسسه خيريه است و هيئت امنايي اداره مي شود و گويا بهزيستي به ازاي هر نوزاد مبلغي به موسسه مي دهد...

خانم سرپرست كه به گمان من يكي از فرشته هاي زميني است از مشكلات و هم چنين كمك هاي خيرين مي گفت...و اين كه به شدت نياز به مساعدت هاي مردمي دارند... در دل مي گفتم كاش اين بچه ها تغيير تابعيت مي دادند مثلا به فلسطين يا كومور يا....يا...

   اينجا چهارراه پارادوكس هاست از طرفي سراسر مهرباني مي بيني و از طرفي سراسر بي رحمي...پدر و مادر بي رحمي كه حتي در زمان به وجود آمدن اينان جز به خودشان به چيز ديگري نينديشيده اند و اين چنين نابخردانه سرنوشت ديگران را لجن مال كرده اند... خدايا به چه قيمتي؟!

    طرف ديگر اما انسان هاي شريفي كه اگر چه در حكم پدر و مادرند اما از پدر و مادر واقعي آنان مهربان ترند چه آن ها كه نوزادان را به فرزند خواندگي مي پذيرند و چه سرپرستان و پرستاران موسسه...

 اينجا اوج اميد و نا اميدي از انسانيت،از اخلاق از حقوق بشر،قانون و عشق را مي بيني اين جا برشي كوچكي است از تمام اين دنيا من نمي دانم اگر اين دنيا جهنم نيست پس جهنم چگونه است و كجاست؟

به گمانم كه نه شك ندارم...آن جا قطعه اي از بهشت در جهنم است چرا كه همه ي اين كساني كه اين جا هستند چه نوزادان و چه كاركنان همگي فرشته اند...

دیروز تا حالا دارم به این فکر می کنم که چرا خداوند متعال آمدن یا نیامدن در این دنیا را جز حقوق مسلم بندگان تعریف نکرده تا بندگانش در انتخاب وانتخاب نکردن این دنیا آزاد باشند؟؟؟


لينک  | نوشته شده در  ساعت 15:13  توسط محمد علی مختاری  | 


نگاهی دیگر به ماده 23لایحه حمایت از خانواده |

 

روزی استاد در کلاس درس خطاب به همه دانشجویان گفت: "توجه داشته باشید که بدترین قانون در دست مجری دلسوز و عاقل بهترین قانون است"

با عنوان شدن  لایحه حمایت از خانواده که قرار است به زودی در دستور کار مجلس قرار بگیرد آن پند استاد برایم آشکار شد.

ظاهرا ماده 23 لایحه حمایت از خانواده که این روزها با واکنش های مختلفی مواجه شده شوهر را ملزم ننموده تا برای ازدواج مجدد از همسر اول خود اجازه بگیرد و بلکه این اختیار را به دادگاه سپرده تا پس از تحقیق و اثبات تمکن مالی شوهر به او اجازه ازدواج مجدد دهد.

در نگاه اول بدیهی ترین ایرادی که می توان به چنین ماده قانونی گرفت این که حق همسر اول در رایطه با زندگیش نا دیده گرفته شده که به بی شک این امر خلاف انسانیت و محروم کردن افراد از حق دخالت در تعیین سرنوشت خود است و می بایست همین حالا چاره ای برای آن اندیشیده شود.

اما جدای از این ایراد نا بخردانه که در این ماده وجود دارد به زعم من این ماده       می تواند مشکلات زیادی از دوش زنان ایرانی بردارد، تا کنون زنان متأسفانه از جانب مردانی که هوس ازدواج مجدد بر سر داشتند تحت فشار بودند تا آنان را به هر طریق به ازدواج مجدد خود راضی کنند و از زن رضایتنامه بگیرند و اقدام به ازدواج مجدد کنند زن بیچاره که نه راه پس داشت نه راه پیش تن به پذیرش و استقبال از همسر دوم، شوهر خود می داد و مرد به خیال خود سرمست از کسب رضایت همسر و پس از طی تشریفات قانونی اقدام به ازدواج مجدد می کرد غافل از این که همین رضایت از سر اجبار آغاز فروپاشی خانواده می بود.

اما به ماده 23 می توان خوش بینانه نیز آن هم از این منظر که زنان دگر از سر اجبار تن به رضایت به ازدواج مجدد نمی دهند و علاوه بر آن فشارهای زیادی را که از جانب شوهر بر او تحمیل می شد پایان می یابد و در واقع توپ به زمین دادگاه می افتد و دادگاهی که بر صدر آن مجری دلسوز و عاقلی نشسته باشد نیک می داند که ازدواج مجدد جز در موارد خاصی نمی تواند گره گشای مشکلات عارض بر خانواده ها باشد ضمن این که قبح ازدواج مجدد در حال حاضر چنان شده که حتی فقیه دانشمندی چون آیت الله موسوی بجنوردی نظر به عدم انجام آن به علت عدم برقراری عدالت با توجه به شرایط اجتماعی موجود داده.

نص صریح قرآن ازدواج مجدد را منوط به برقراری عدالت از سوی مرد بین همسرانش می داند.پس بهتر آن است که علاوه بر اثبات تمکن مالی مرد از سوی دادگاه دادگاه در پی کشف اثبات عدالت مرد و اطمینان از برقرای عدالت مرد در تمام سطوح چه به لحاظ مادی و چه به لحاظ معنوی نماید.


لينک  | نوشته شده در  ساعت 18:43  توسط محمد علی مختاری  | 


اندر علم گرایی دولت نهم |

 

به یاد نبرده ایم پارسال اواخر اسفند را که به نا گاه هیئت دولت تصمیم به عدم تغییر ساعت در سال 85را گرفت و همین هفته قبل بود که سخنگوی دولت اعلام کرد دولت کماکان در رابطه با جلو و عقب کشیدن عقربه های ساعت بر نظر خود باقی است و سال 86 نیز هم چون سال 85عقربه های ساعت جلو و عقب نخواهند شد.

 

اما مرکز پژوهش های مجلس که محافظ کار خردگرایی چون احمد توکلی بر کرسی ریاست آن تکیه زده در بررسی که انجام داده با شواهد و مستندات کافی اعلام کرده که جلو و عقب کشیدن ساعت علاوه بر اینکه مبنای علمی دارد موجب صرفه جویی در وقت و انرژی می شود.بررسی این مرکز خود گویای آن است که عدم تغییر ساعت در بهار و تابستان باعث تلف شدن انرژی و هم چنین آشفتگی و عدم تنظیم برنامه های روزانه مردم با تاریکی و روشنی روز در نقاط مختلف کشور است.

 

در گزارش دیگری که توسط سازمان بازرسی کل کشور صورت گرفته تصریح شده تغيير ساعت رسمي 45 ميليارد تومان صرفه‌جويي در پي دارد.

از دولت نهم انتظار می رود با توجه به اینکه برآوردهای ذکر شده از سوی دو نهاد مختلف که یکی در واقع مرکز علمی قوه مقننه و دیگری از سوی یکی از نهادهای وابسته به قوه قضاییه است و هیچ کدام از این دو نقشی در دولت های پیشین نداشته اند که بگوییم درصدد تضعیف و سیاه نمایی دولت باشند و حتی در مقاطع مختلف مخالف دولت های پیشین نیز بوده اند.

از آن جا که دولت نهم بنابر اظهارات ریس جمهور و هیئت دولت بیشترین حساسیت را نسبت به صرفه جویی و عدم تضییع منابع مالی و غیر مالی مردم دارد به جاست که دولت از تصمیم قبلی خود بازگشته و با توجه به گزارش سازمان بازرسی کل کشور مانع از اتلاف 45میلیارد تومان از سرمایه های مردم شود.

 

دیگر این که ریس جمهور و اعضای هیئت دولت همواره اذعان داشته اند که تمامی تصمیمات هیئت دولت کارشناسی شده و علم محور بوده و بر همین اساس امسال ساعت ها به روال چهارده سال پیش بازگشت و سال آینده نیز به روال امسال با تغییر ساعت روبرو نخواهیم بود،به این ترتیب هیئت علمی و کارشناسی هیئت دولت        می بایست استدلال محکمی داشته باشند که علی رغم اعلام گزارش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در اواسط بهمن ماه هم چنین گزارش سازمان بازرسی کل کشور هم چنان بر نظر قبلی خود اصرار می ورزند. به جاست که دولت جهت آگاه سازی افکار عمومی مستندات خود را در خصوص به صرفه و علمی نبودن عقب و جلو کشیدن عقربه های ساعت منتشر کند.


لينک  | نوشته شده در  ساعت 23:25  توسط محمد علی مختاری  | 


تابستان، جوانان و اوقات فراغت |

 

1.کافی است تصمیم بگیرید یک بعد از ظهر تابستانی را در یکی از خیابانهای شهر مثلا عفیف آباد،ملاصدرا یا هر خیابان دیگری بگذرانی فوج فوج دختران وپسرانی را می بینی  که چشم در چشمان هم می اندازند و خیابان ها را طی می کنند آنها که گستاخ ترند متلکی را چاشنی نگاه غیر متعارف خود میکنند.و جالب آنکه در آن سوی این نگاهها  دوستیهایی به وجود می آید دوستیهایی که هیچ اسمی جز نابخردانه، بچه گانه و نا آگاهانه نمی توان بر آن نهاد در این میان آنها که به اصطلاح خود خیلی با کلاس تر هستند همدیگر را با اسمهای دیگری صدا می کنند اسمهایی که در چت رومها معمول است البته ناگریزند یکدیگر را چنین صدا کنند چرا که اول بار که با یکدیگر آشنا شده اند با همان اسمها همدیگر را شناخته اند.

2.اگر از همین حالا شروع کنیم نهاد ها و متولی فرهنگ در جمهوری اسلامی ایران بشماریم بدون هیچ تردیدی به رقمی باور نکردنی می رسیم از وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی تا سازمان تبلیغات اسلامی از آموزس وپرورش تا آموزش عالی از سازمان ملی جوانان تا سازمان دانش آموزی و ...خلاصه اینکه سایر نهادهای فرهنگی موازی را شما بشمارید.

و من عجبم که در این وادی و با و جود این همه دستگاههای عریض و طویل فرهنگی و هم چنین با وجود بودجه های کلانی که صرف به اصطلاح غنی سازی اوقات فراغت جوانان می شود چرا و چرا جوانان ما این چنین بی هدف و فقط به قصد اهداف واهی و توهم بر انگیز سر به خیابانها می نهند؟؟! و شب و روز خود را اینچنین سرگردان در خیابان ها می گذرانند اینها را که می گویم فکر نکنید از این منظر است که با گشت و تفریح و پیاده روی مخالفم نه به هیچ وجه چنین تصور و تصویری در ذهن من نیست بلکه از همین جا از همه دوستان نیز دعوت می کنم هر گاه تصمیم به پیاده روی گرفتند ما را نیز بخوانند تا هم گام آنها شویم کما اینکه تقریبا در پایان جلسات هفتگی حزب با چند نفری از بچه ها به پیاده روی و گفتگو در باب مسایل مختلف می پردازیم گفتگوهایی که بعضا در رابطه مسایل مهمی چون جامعه شناسی،علوم سیاسی و مسایل روز است.

3.به راستی چه علل وعواملی اینچنین دختران و پسران را به قصد گذراندن اوقات فراغت به خیابان ها می کشاند؟؟چرا نهادهای مرتبط با امور جوانان در جذب جوانان به سمت خود موفق نبوده اند؟؟

شما پاسخی می دهید...


لينک  | نوشته شده در  ساعت 12:4  توسط محمد علی مختاری  |